ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٨ - ١ - كل بشر از آدم و حوا نشات گرفتهاند ٢ - ازدواج فرزندان بلا فصل آدم بين برادران و خواهران بوده
مجرور (به) اگر چه علماى نحو اين وجه را ضعيف شمرده و گفتهاند: قاعده در مثل جمله مررت بزيد و عمروا بايد عمرو را به صداى بالا خواند، براى اينكه عطف بزيد است كه در باطن، مفعول مرور است.
در نتيجه معناى آيه شريفه چنين مىشود: از خدايى كه شما يكديگر را به او و به رحم خود سوگند مىدهيد (و مىگوئيد تو را به خدا و به رحم سوگند مىدهم) بترسيد، و پروا كنيد .
اين بود خلاصه آنچه مفسرين در اين باره گفتهاند، ليكن سياق آيات و نيز روال قرآن در بياناتش با اين گفتار سازگار نيست. توضيح اينكه اگر كلمه ارحام را صلهاى مستقل براى موصول الذى بگيريم تقدير كلام چنين مىشود: و اتقوا اللَّه الذى تسائلون بالارحام- بترسيد از خدايى كه يكديگر را به رحمها سوگند مىدهيد و معلوم است كه اين عبارت ناتمام است، چون صله نامبرده خالى از ضمير است و اين جايز نيست.
(بله اگر از اين صله ضميرى به موصول بر مىگشت مثلا مىگفتيم: و اتقوا اللَّه الذى جعل بينكم و بين ارحامكم مودة فتساءلون بهم [١] آن وقت مىتوانستيم كلمه و الارحام را صله مستقلى بگيريم مترجم ).
و اگر چنانچه مجموع كلمه و الارحام و جمله تسائلون به را يك صله بگيريم براى موصول (الذى) در اين صورت مفاد آيه با ادب قرآن كريم نسبت به خداى تعالى سازگارى ندارد، چون در مساله عظمت و عزت، خدا و ارحام را مساوى و برابر گرفتهايم.
(پس معناى درست همان است كه ما كرديم و گفتيم تقدير كلام و اتقوا الارحام است، و معناى آيه اين است كه: پاس حرمت خدايى را كه يكديگر را به او سوگند مىدهيد بداريد، و پاس حرمت ارحام را هم نگه داريد مترجم ).
اگر كسى بگويد كه: نسبت تقوا به ارحام دادن صحيح نيست و نمىشود گفت: از ارحام بترسيد ، در پاسخ مىگوئيم هيچ عيبى ندارد، چرا كه ارحام و حرمت آن نيز به صنع و خلقت خداى تعالى منتهى مىشود و اين تنها آيه مورد بحث نيست كه در آن تقوا را به غير خداى تعالى نسبت داده بلكه در موارد ديگر نيز اين عمل را انجام داده است مثلا در آيه:(وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ)[٢].
[١] بترسيد از خدايى كه بين شما و ارحام مودت قرار داد، و در نتيجه يكديگر را به جان ارحام سوگند مىدهيد.
[٢] بترسيد از روزى كه در آن روز به سوى خدا باز مىگرديد. سوره بقره آيه: ٢٨١