ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٠٢ - مراد از ناس و آل ابراهيم در(أم يحسدون الناس على ما آتاهم )
خداى سبحان مضمون جمله مورد بحث يعنى كفايت جهنم در امر آنان را با آيه بعدى بيان نموده، و بيان را به صورت تعليل آورده، مىفرمايد:(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا ...) آن گاه در آيه بعد مطلب را چنين تعقيب مىكند، كه:(وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ)، تا فرق بين دو طايفه يعنى آنكه ايمان مىآورد و آن كه راه خدا را مىبندد روشن شود، و معلوم شود كه اين دو طايفه در دو قطب متخالف از سعادت آخرت و شقاوت در آن سراى قرار دارند، يك طايفه در جناتى داخل مىشوند كه سايهاش گسترده است، و آن ديگرى در دوزخى كه آتشش احاطه دارد، آتشى كه (خدا ما را در پناه خود از آن حفظ فرمايد) انسانها در آن مىسوزند و معناى آن روشن است.
(إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ ...) اين آيه شريفه دو فقره است يكى دستور به اداى امانات به صاحبانش و ديگر حكم به عدالت كردن، فقره دوم ارتباطش با آيات قبل روشن است، چون آيات قبل پيرامون حكم كردن يهود بنفع مشركين و عليه مؤمنين دور مىزد، در فقره دوم هم در باره همين معنا به عموم مردم خطاب نموده، مىفرمايد: وقتى در بين كسانى كه اختلاف دارند حكم مىكنيد به عدالت حكم كنيد.
و اما وجه ارتباط فقره اول به آيات قبل، اين است كه در آغاز معرفى يهود فرمود: (هيچ مىبينى كسانى كه بهرهاى از كتاب داده شدهاند چگونه به جبت و طاغوت ايمان مىآورند)، و معلوم است كه آن چه در كتابهاى آسمانى آمده بيانگر آيات خدا و معارف الهيه است، و اين خود امانتى است كه خداى تعالى به اهل هر كتابى سپرده و از آنان ميثاق گرفته كه به گوش مردمش برسانند، و از اهلش كتمان نكنند.
و اين قرائنى كه ذكر شد مؤيد اين احتمال است كه منظور از امانات تنها امانتهاى مالى نيست، بلكه شامل امانتهاى معنوى از قبيل علوم و معارف حقه كه بايد به اهلش برسد نيز مىشود.
و سخن كوتاه اين كه وقتى يهود به امانتهاى الهيه كه به دستشان سپرده شده بود خيانت كردند و با علم به اين كه دين خدا توحيد است و دين توحيد همين است كه پيامبر اسلام بدان دعوت مىكند و پيامبر اسلام همان است كه تورات و انجيل نشانههاى او را داده، با اين حال، نشانههاى رسالت رسول خدا ٦ را كه در كتاب آنان ذكر شده بود كتمان كردند آنهم در وقتى كه واجب بود به مردم اعلام كنند و تازه به همين مقدار خيانت اكتفاء ننموده، در داورى بين مؤمنين و مشركين حكم به جور و ستم كردند، دين بتپرستى را