ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥١٢ - گفتار در گناهان كبيره و صغيره و معناى تكفير سيئات
اين بود گفتار راغب، و رساتر بودنش جز بدين جهت نيست، كه بناى كلمه اجتناب بر استعاره است، و از همين باب است كلمات ١- جانب (پهلو) ٢- جنيبه (اسب و شتر و گاوى كه پهلو به پهلوى صاحبش راه مىرود) ٣- اجنبى (بيگانه).
كلمه نكفر صيغه متكلم مع الغير مضارع از باب تفعيل است، كه از (ك- ف- ر) گرفته شده، و كلمه (كفر) در لغت عرب به معناى پوشاندن است، ولى در قرآن كريم استعمالش در عفو از گناهان شايع شده و كلمه كباير جمع كبيره است، و در آيه مورد بحث وصفى است كه در جاى موصوف به كار رفته و تقدير كلام: ان تجتنبوا معاصي كبيره ، و يا چيزى نظير آن است، و مساله بزرگى گناه امرى است اضافى و معنايى است كه جز با مقايسه با كوچكتر از خودش تحقق نمىيابد، و از همين كلمه است كه استفاده مىشود در شرع گناهانى ديگر هست كه از آن نهى نيز شده، ولى صغيرهاند. بنا بر اين از آيه شريفه دو چيز استفاده مىشود: اول اينكه گناهان دو نوعند: صغيره و كبيره، دوم اينكه گناهانى كه طبق آيه شريفه خدا از آن مىگذرد به دليل مقابله، گناهان صغيره است.
[گناهان در برابر خداى عظيم كبيرهاند و نسبت به يكديگر بعضى صغيره و برخى كبيره مىباشند]
بلى عصيان و تمرد هر چه باشد از انسان كه مخلوقى ضعيف است، و مربوب خداى تعالى است نسبت به خدايى كه سلطانش عظيم است، كبيره و بزرگ است، ولى اين مقايسه بين انسان و پروردگار او است، نه بين يك معصيت با معصيت ديگر، پس منافات ندارد كه تمامى گناهان به اعتبار اول كبيره باشند، و به اعتبار دوم بعضى كبيره و بعضى صغيره باشند.
و بزرگى معصيت وقتى تحقق مىيابد كه نهى از آن نسبت به همين كه از معصيت ديگر شده مهمتر باشد، و جمله: ما تنهون عنه ... ، خالى از اين اشاره و يا دلالت بر اين معنا نيست، و دليل بر اهميت نهى تشديد خطاب است، يا به اينكه در خطاب اصرار شده باشد، و يا به اينكه مرتكبش به عذاب آتش تهديد گشته باشد، و يا به نحوى ديگر از آن اهميت گناه استفاده شود.
(وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً) كلمه مدخل به ضمه ميم و فتحه خا اسم مكان از ماده دخول است، و منظور از اين مكان بهشت و يا مقام قرب الهى است، هر چند كه برگشت هر دو به يك معنا است.
گفتار در گناهان كبيره و صغيره و معناى تكفير سيئات
در اين كه آيه شريفه:(إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ ...) دلالت