ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨١ - ٨ - معناى پاداش خواستن از خدا و اعراض از غير خدا چيست؟
تفسير نبود، پارهاى از نمونههاى تاريخى را در اينجا نقل مىكرديم.
٨- معناى پاداش خواستن از خدا و اعراض از غير خدا چيست؟
چه بسا سادهدلانى توهم كنند كه اگر در عموم كارها، اغراض و پاداشهاى اخروى هدف از زندگى انسان اجتماعى قرار گيرد، باعث مىشود كه مردم نسبت به اغراض زندگى كه نيروى طبيعى انسان را به تامين آن مىخواند بىاعتنا شوند، و معلوم است كه سقوط آن اغراض نظام اجتماع را به كلى تباه ساخته و جامعه را به سوى انحطاط رهبانيت مىكشاند، زيرا به قول معروف: خوشه يكسر دارد ، چطور ممكن است در يك عمل، هم پاداش آخرت هدف باشد و هم تامين حوائج دنيا؟ با اينكه اين دو نقيض يكديگرند و اجتماع نقيضين امكان ندارد.
ليكن اين توهم ناشى از جهل به حكمت الهى و به اسرارى است كه معارف قرآن از آن پرده بر مىدارد، آرى اسلام همانطور كه مكرر در مباحث گذشته تذكر داديم تشريع خود را بر اساس تكوين پى ريزى نموده و فرموده:(فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ)[١].
و حاصل مضمون آيه اين است كه آن سلسله اسبابى كه در عالم، دست اندر كارند، همه زنجيروار دست به هم دادهاند تا در آخر، نوع بشر ايجاد شود و همه آن اسباب بر اين مجرى جارى شدهاند كه انسان را به سوى هدفى كه برايش در نظر گرفته شده سوق دهند، پس بر خود انسان نيز لازم است كه اساس زندگى خود و هدف از تلاش و انتخاب خود را بر موافقت آن اسباب پايهگذارى كند، و سادهتر بگويم: در هر عملى و تلاشى كه مىكند موافقت با اسباب نامبرده را در نظر بگيرد تا به قول معروف بر خلاف مسير آب شنا نكرده باشد و سرانجام كارش به هلاكت و بدبختى منتهى نگردد و اين معنا (البته اگر متوهم نامبرده، آن را درك كند) خود، همان دين اسلام است و خلاصه دعوت اسلام همين است، و چون ما فوق همه اسباب يگانه سببى قرار دارد كه پديد آورنده اسباب و مسبب آنها است، پس بر انسان لازم است كه در برابر آن مسبب الاسباب تسليم و خاضع گردد و معناى اينكه مىگوئيم توحيد يگانه اساس و پايه دين اسلام است همين است.
از اينجا روشن مىگردد كه حفظ كلمه توحيد و تسليم خدا شدن و رضاى خدا را در
[١] روى به سوى دين حنيف و معتدل آور، و ملازم آن باش كه دينى است مطابق فطرت. و خلقتى كه خدا مردم را بر آن فطرت آفريده، و خلقت خدا تبديل پذير نيست، و دين قيم و استوار هم همين است كه مطابق با خلقت و تكوين باشد. سوره روم آيه: ٣٠ .