ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٨٩ - ضرورتها و موجبات جواز متعه در آغاز، در زمان عمر و پس از او تا زمان حاضر وجود داشته است
و در آخر اين نظريه را اختيار مىكند: كه اگر عمر متعه را تحريم كرد به اجتهاد خودش نبوده حتما به دليلى بوده كه از ناحيه رسول خدا ٦ در دست داشته، و اگر گفته: من متعه را تحريم مىكنم منافات ندارد كه رسول خدا ٦ تحريمش كرده باشد، چون عمر تحريم رسول خدا ٦ را براى مردم بيان كرده، و يا تحريم رسول خدا ٦ را اجرا نموده، پس صحيح بوده كه بگويد:
من آن را تحريم مىكنم، همانطور كه مىگوييم شافعى شراب كشمش را تحريم كرده و ابو حنيفه حلالش ساخته است. مؤلف قدس سره: اما جواب دليل اول و دومش را در چند سطر قبل داديم، و حقيقت امر را به بيانى كه روشنتر از آن نباشد روشن ساختيم، و اما وجه سوم جوابش اين است كه تحريم عمر چه به اجتهاد بوده، و چه به تحريم رسول خدا ٦ كه اين مفسر ادعا مىكند، و چه اينكه سكوت صحابه از هيبتى باشد كه از او مىبردند، و يا ترسى بوده كه از تهديد او داشتهاند، و چه اينكه بر خلاف شرع بوده كه او را نهى از منكر نكردهاند، و چه از اين بابت بوده كه اگر اعتراض مىكردند مردم نمىپذيرفتند،- كه روايات وارده از على و جابر و ابن مسعود و ابن عباس بر اين معنا دلالت دارد،- به هر حال تحريم عمر و سوگند خوردنش بر اينكه هر كس اين كار را بكند سنگسارش مىكنم، هيچ تاثيرى در دلالت آيه:(فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ) بر حليت متعه ندارد، و اين حليت با هيچ آيه و روايتى از بين نمىرود، چون دلالت آيات و محكم بودن آن آيات چيزى است، كه هيچ شكى در آن و غبار ترديدى بر آن نيست.
عجيب اينجا است كه با چنين حالى بعضى از نويسندگان از اصل منكر مساله متعه در اسلام شده، گفتهاند: اين قسم زناشويى از سنتهاى جاهليت بوده، و اصلا داخل اسلام نشد تا بيرون كردنش از اسلام احتياج به تحريم عمر و يا نسخ آن به وسيله آيات كتاب خدا و يا سنت رسول خدا ٦ باشد، و اصلا مسلمانان متعه را نمىشناسند، و در هيچ كتابى به جز كتب شيعه ديده نمىشود.
مؤلف قدس سره: بله اگر انسان از كتاب خدا و از احاديث و از اجماع امت و تاريخ چشم بپوشاند مىتواند به اين صورت اقوال مسلمين در اين مساله را واژگونه سازد، و بگويد اصلا متعه داخل اسلام نشده با اينكه متعه در زمان رسول خدا ٦ سنت قائمهاى بوده، و عمر در زمان خلافتش از آن نهى كرده، و يا نهى رسول خدا ٦ را اجرا نموده، و جمعى نهى او را از راه نسخ شدن آيه استمتاع به وسيله آياتى ديگر و يا به وسيله نهى رسول خدا ٦ توجيه كردهاند، و عده بسيارى از اصحاب و جمعيت بسيارى