ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٩٠ - سخن عجيبى كه در باره توبه فرعون گفته شده است
(خداى تعالى توبهكاران را بسيار دوست مىدارد)، و(فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ)[١] (اينان همانهايند كه خدا توبهشان را مىپذيرد)، و از اين قبيل آياتى كه خدا را به صفت توبهپذيرى توصيف مىكند، و بندگان را به سوى توبه تشويق و به سوى استغفار دعوت مىكند، و همچنين آيات ديگرى كه وعده قبول توبه مىدهد، حال يا در صريح كلام و يا در لوازم آن، و خداى تعالى به فرموده خودش و به دليل عقل خلف وعده نمىكند.
از اينجا روشن مىشود كه خداى سبحان در قبول توبه بنده مجبور نيست، بلكه او بدون استثنا هيچ چيز و هيچ حالت در همه احوال مالك مطلق همه چيز است، پس او مىتواند توبه را قبول كند هم چنان كه وعدهاش را داده و مىتواند نكند، هم چنان كه باز خودش فرموده:(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ)[٢]. (محققا كسانى كه بعد از ايمان آوردنشان كفر ورزيدند، و سپس كفر خود را از كفر نخستين خود شديدتر كردند هرگز توبهشان پذيرفته نمىشود).
ممكن است آيه زير را نيز از اين باب گرفت كه مىفرمايد:(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا)[٣]
[سخن عجيبى كه در باره توبه فرعون گفته شده است]
اين بود خلاصه مطالب ما در باره توبه، ولى بعضى از علما سخنانى عجيب گفتهاند، از آن جمله در معناى آيه زير كه مربوط به داستان غرق شدن فرعون و توبه كردن او در نفس آخر است، يعنى آيه شريفه:(حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ، آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ)[٤] بيانى آورده كه خلاصهاش اين است كه اين آيه هيچ دلالتى بر رد توبه فرعون ندارد و در قرآن كريم هيچ آيه ديگرى هم وجود ندارد كه بر هلاك ابدى او دلالت كند از نظر اعتبار هم- البته براى كسى كه در سعه رحمت خدا و سبقت رحمتش بر غضبش خوب بينديشد- بسيار بعيد به نظر مىرسد كه پناهنده بدرگاه خود و به در خانه رحمت و كرامت را كه با حال تذلل و استكانت پناهنده او شده از
[١] سوره نساء آيه ١٧.
[٢] سوره آل عمران آيه ٩٠.
[٣] آنهايى كه ايمان آوردند و سپس بكفر گرائيدند باز ايمان آوردند و سپس كفر ورزيدند و اين بار كفر خود را بيشتر كردند خدا هرگز ايشان را نمىآمرزد و به هيچ راهى هدايت نمىكند( سوره نساء آيه ١٣٧).
[٤] تا آنكه غرق شدنش فرا رسيد آن زمان گفت: ايمان آوردم به اينكه هيچ معبودى جز آن معبود كه بنى اسرائيل پرستيدند وجود ندارد، و من اينك از تسليم شدگانم، به دو گفته شد: آيا در اين حال ايمان مىآورى كه عمرى نافرمانى كردى و از مفسدان بودى( سوره يونس آيه ٩٠- ٩١).