ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٧٦ - جواب به كسانى كه به كشته شدن مسلمانها در جنگ احد اعتراض داشتند
برايتان متعين شود.
و از سخنان عجيبى كه در تفسير اين آيه مىخوانيم گفتار عدهاى از مفسرين است كه گفتهاند: مراد از اين طايفهاى كه در آيه شريفه شرح حالشان آمده منافقين مىباشند. با اينكه ظاهر سياق اين است كه حال مؤمنين را وصف مىكند، و اما منافقان يعنى اصحاب عبد اللَّه بن ابى در همان اوائل امر كه گفتگو از جنگ بود خود را كنار كشيدند، و در آيات بعد متعرض حال ايشان مىشود.
خدا مىداند مگر اينكه منظورشان از منافقين افراد سست ايمانى است كه برگشت عقايد متناقضشان بر حسب لوازمى كه دارد به انكار قلبى حق و اعتراف به آن در زبان است، و اين همان طايفهاند كه خداى تعالى (در آياتى) آنان را بيمار دل ناميده، مثلا فرموده:(إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ)[١] و نيز آنان را خبر چين و جاسوس خوانده و فرموده:(وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ)[٢]، و يا منظورشان اين باشد كه همه منافقين با اصحاب عبد اللَّه بن ابى به مدينه برنگشتند.
از اين عجيبتر كلام بعضى ديگر است كه گفتهاند: طايفه مورد بحث مؤمن بودند و خيال مىكردند كه مساله نصرت و غلبه به دست خود آنان و حق ايشان است چون تابع دين حق خدا هستند و اين خيال از اينجا در آنان پيدا شد كه ديدند در جنگ بدر ملائكه به ياريشان آمدند، پس اينكه در اين جنگ يعنى جنگ احد گفتند:(هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ) و نيز اينكه گفتند:(لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ...) اعترافى است از اين طايفه به اينكه أمر به دست خدا است، نه به دست ايشان و گرنه اگر بدست ايشان بود كشتار در اين جنگ آنان را از پا در نمىآورد.
از اين جهت گفتيم عجيبتر است كه بنا بر اين قول، پاسخ به آن دو سؤال نمىچسبد و معنا ندارد به كسى كه ايمان دارد به اينكه امر به دست خدا است، پاسخ دهند كه كار همهاش به دست خدا است، و يا بگويند:(قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ)[٣] و به همين جهت بعضى از خود صاحبان اين سخن متوجه اشكال شده براى رفع آن سخنى گفتهاند، كه گفتارشان از اصل، نادرستتر است و خواننده عزيز به معناى درست آيه توجه فرمود
[١] آن زمان كه منافقين و بيماردلان مىگويند اينان مغرور دينشان شدهاند. سوره انفال آيه: ٤٩
[٢] در بين شما خبر چينهايى براى آنان هست. سوره توبه آيه ٤٧
[٣] جنگ هم نبود بالآخره آنها كه بايد كشته مىشدند كشته مىشدند.