ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨١ - شرك مرگ، و معصيت ظلمت است و مغفرت ازاله مرگ و ظلمت مىباشد
حيات و نور از بين مىرود، و حيات هم عبارت است از ايمان و نور عبارت است از رحمت الهيه.
پس كافر حيات و نور ندارد و مؤمن آمرزيده، هم حيات دارد و هم نور، و مؤمنى كه هنوز گناهانى با خود دارد زنده است، و ليكن نورش به حد كمال نرسيده، با آمرزش الهى است كه به آن حد مىرسد، چون خداى تعالى فرموده:(نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ، وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا)[١].
پس، از همه مطالب گذشته اين معنا روشن شد كه مصداق عفو و مغفرت وقتى در امور تكوينى به خداى تعالى نسبت داده شود، معنايش بر طرف كردن مانع به وسيله ايراد سبب است و در امور تشريعى به معناى ازاله سببى است كه نمىگذارد ارفاق و رحم مولا در مورد سعادت و شقاوت شامل حال بنده او شود، عفو و مغفرت آن مانع را بر مىدارد، و در نتيجه بنده داراى سعادت مىشود.
[١] مؤمنين نورشان جلوتر از خودشان است و در پيش رويشان و در طرف راستشان در حركت است، مىگويند پروردگارا نور ما را تمام كن، و ما را بيامرز. سوره تحريم آيه: ٨