ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦ - بحث روايتى(در ذيل آيات گذشته)
استغفار را مشروط به توبه و دل كندن از گناه كرده، از آيه زير هم مىتوان شرطى ديگر را استفاده كرد، و آن عمل صالح است چون مىفرمايد:(إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ)[١].
پس معلوم مىشود بدون توبه و عمل صالح استغفار به سوى خدا بالا نمىرود[٢].
مؤلف قدس سره: امام ع مساله دل كندن را از اين جمله استفاده كرده، كه مىفرمايد:(وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا)، و همچنين احتياج توبه و استغفار به عمل صالح را از همان آيهاى كه نقل كرديم استفاده فرموده، چون جمله كلمههاى طيب عموميت دارد هم شامل عقائد مىشود و هم استغفار.
و در كتاب مجالس[٣] از امام صادق ع روايت شده كه فرموده: وقتى آيه:
(وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ...) نازل شد، ابليس بر بالاى يكى از كوههاى مكه رفت، كه نامش را ثور مىگويند، و با بلندترين فرياد عفريتهاى (شاگردان) خود را صدا كرد، كه همه دورش جمع شدند و گفتند: براى چه ما را خواندهاى اى بزرگ ما؟ گفت: اين آيه نازل شده:
خواستم ببينم كدام يك از شما حريف خنثى كردن آن هستيد عفريتى از شيطانها برخاست و به ابليس گفت:
من حريف آن هستم و ... آن را خنثى مىكنم، ابليس گفت: نه تو حريف نيستى، ديگرى برخاست و سخنى نظير او گفت، ابليس به او نيز گفت كه: تو هم حريف آن نيستى، تا آنكه (شخصى به نام) وسواس خناس برخاست و گفت: من حريف آنم، پرسيد از چه راه؟
گفت: من به فرزندان آدم وعده مىدهم، و تشنه گناهان مىكنم تا مرتكب شوند، و بعد از ارتكاب توبه و استغفار را از يادشان مىبرم، ابليس گفت: حقا كه تو حريفى و او را مامور به خنثى كردن اثر اين آيه كرد، كه تا روز قيامت به اين كار بپردازد.
مؤلف قدس سره: اين روايت از طرق اهل سنت هم نقل شده است.
[١] اعتقاد صحيح به سوى خدا بالا مىرود، و عمل شايسته آن را در بالا رفتن كمك مىكند سوره فاطر آيه ١٠ .
[٢] تفسير عياشى ج ١ ص ١٩٨ ح ١٤٣.
[٣] امالى صدوق ص ٣٧٦ ح ٥.