ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٨٣ - غيرت يكى از فضائل اخلاقى است
مصاديق معناى دادن مال به آنها و نيز معناى اضافه مال به ضمير خطاب در اموالكم فرق مىكند، كه تطبيق و اعتبار آن با خود خواننده محترم است.
و اينكه در روايت ابى حمزه فرمود: خطاب به كسانى است كه وارث يتيم باشند اشاره است به همان حقيقتى كه قبلا ما به آن اشاره كرديم، كه اولا تمام اموال موجود در عالم هستى از آن جامعه بشرى است و در مرحله دوم ملك اشخاص مىشود و به مصالح خصوصى تعلق مىگيرد، و اصولا اشتراك جامعه در مال، باعث شده است كه از اين به آن منتقل گردد.
و در كتاب فقيه از امام صادق ع روايت كرده كه فرمود: وقتى يتم يتيم تمام مىشود، و از يتيمى در مىآيد كه به حد احتلام برسد تعبير به اشده نيز به همين معنا است، و اگر محتلم بشود ولى رشدى از او ديده نشود، و هم چنان سفيه و ضعيف باشد، ولى او بايد مال او را نگهدارى كند[١].
و در همان كتاب از آن جناب روايت آورده كه در ذيل آيه شريفه:(وَ ابْتَلُوا الْيَتامى ...) فرمود: ايناس رشد به معناى اين است كه بتواند مال خود را حفظ كند[٢].
مؤلف: وجه اينكه آيه شريفه چگونه بر اين معنا دلالت مىكند قبلا گذشت.
و در كتاب تهذيب از آن جناب روايت آورده كه در ذيل آيه:(وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ) فرمود: اين كسى است كه به خاطر فقر نمىتواند هر چيزى بخرد، و ناگزير است جلوى خواستههاى خود را بگيرد، پس او مىتواند بطور شايسته و خداپسندانه از مال يتيم بخورد، و اين وقتى است كه ارتزاقش از مال يتيم و سرپرستيش نسبت به اموال او، به صلاح و به نفع يتيم باشد، بنا بر اين اگر مال يتيم اندك است نبايد از آن چيزى بخورد[٣].
و در الدر المنثور است كه احمد و ابو داود و نسايى و ابن ماجه و ابن ابى حاتم و نحاس (در كتاب ناسخ خود) از ابن عمر روايت كردهاند كه گفت: مردى از رسول خدا ٦ پرسيد: من از خودم مالى ندارم، و سرپرستى يتيمى را به عهده، دارم، آيا مىتوانم از مال آن يتيم ارتزاق كنم؟ فرمود: از مال يتيمت بخور ولى اسراف و ريخت و پاش مكن، و با مال يتيم ثروت نيندوز، و مال او را سپر بلا و وسيله حفظ مال خودت مكن[٤].
مؤلف قدس سره: در اين معانى روايات بسيار زيادى رسيده، هم از طرق ائمه اهل بيت
[١] الفقيه ج ٤ ص ١٦٣ ح ١.
[٢] الفقيه ج ٤ ص ١٦٤ ح ٧.
[٣] التهذيب ج ٦ ص ٣٤١ ح ٧٣.
[٤] الدر المنثور ج ٢ ص ١٢٢.