ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠ - كمال نوع بشر در گرو يك سلسله افعال اختيارى و ارادى است
زودى در سوره اعراف مىآيد.
و اما مؤمنى كه ايمان در دلش رسوخ كرده، آن چه از اطاعتها و عبادتها كه مىكند، و نيز آنچه از حوادثى كه برايش پيش مىآيد و در آن حوادث ايمان نهفته در باطنش به ظهور مىرسد وقتى به خداى سبحان نسبت داده شود نامش توفيق و ولايت الهيه و هدايت به معناى اخص است، چون به نوعى با آن وضع انطباق دارد، و خداى تعالى در اين باره فرموده:(وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ)[١].
(وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ)[٢].
(اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ)[٣].
(يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ)[٤].
(أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ)[٥].
و اگر همين جريان به ملائكه نسبت داده شود تاييد و استوار آنان ناميده مىشود، هم چنان كه اين تعبير را در آيه زير آورده و فرموده:(أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ)[٦].
مطلب ديگر اينكه همان طور كه هدايت عامه الهيه همراه با تمامى كائنات است، و هر موجودى را از بدو وجودش تا آخرين لحظه هستيش ما دام كه در طريق رجوع به سوى خداى سبحان است از آن جدا شدنى نيست، همچنين تقديرات الهى از پشت سر آن را به سوى اين هدف ميراند، هم چنان كه آيه زير اين معنا را روشن كرده و مىرساند:(وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى)[٧]، چون مقدراتى كه علل و اسباب، محيط به هستى آن موجود است، آن را از حالى به حالى بر
[١] خداى تعالى با نصرت خود هر كه را بخواهد تاييد مىكند آل عمران: ١٣ .
[٢] خدا سرپرست مؤمنين است آل عمران: ٦٨ .
[٣] خدا است ولى كسانى كه ايمان آوردهاند، ايشان را از ظلمتها به سوى نور خارج مىكند.
سوره بقره: ٢٥٧ .
[٤] پروردگارشان ايشان را به ايمانشان هدايت مىكند. يونس: ٩ .
[٥] آيا كسى كه مرده بود، و ما او را زنده كرده برايش نورى قرار داديم، كه با آن در مردم مشى مىكند ... انعام: ١٢٢ .
[٦] اين گونه افراد خداى تعالى ايمان را در دلهايشان نوشته و با روحى از خود تاييدشان كرده است.
مجادله: ٢٢ .
[٧] سوره اعلى آيه ٣ .