ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٣٢ - آنچه از حديث(لا تجتمع امتى على خطاء) بر مىآيد
مىشود، كه اهل حل و عقدش دچار غلط و خطا نمىشوند، به اين معنا كه بر يك مساله خلاف واقع و اشتباهى متفق القول نمىشوند، و در آنچه فتوا و نظريه مىدهند دچار خطا نمىگردند.
و اين احتمال علاوه بر اين كه باطل است، چون با ناموس عمومى منافات دارد، و آن اين است كه ادراك كل اهل حل و عقد چيزى جز ادراكهاى فرد فرد آنان نيست و وقتى فرد فرد اهل حل و عقد ممكن الخطا باشند كل ايشان نيز جايز الخطا خواهند بود، علاوه بر اين، اشكالى ديگر نيز بر آن وارد است، و آن اين است كه اگر راى اولى الامر به اين معنا يعنى به معناى اهل حل و عقد- اينچنين پشتوانهاى شكست ناپذير دارد، بايد هيچگاه از اثر دادن تخلف نكند، و اگر چنين است پس اين همه اباطيل و فسادهايى كه عالم اسلامى را پر ساخته به كجا منتهى مىشود؟ و از كجا سرچشمه گرفته است.
و چه بسيار مجالس مشورتى كه بعد از رحلت رسول خدا ٦ تشكيل گشت و در آن مجالس أهل حل و عقد از مسلمانان جمع شدند، و براى امرى از امور مشورت كردند، و متفقا نظريهاى را تصويب كردند و راه رسيدن به هدف را نيز پيش گرفتند، ولى ثمرهاى. جز گمراهتر شدن خود و بدبختتر كردن مسلمانان عايد اسلام نكردند، و خيلى طول نكشيد كه بعد از رحلت آن جناب نظام الهى و عادلانه اسلام را به نظامى امپراطورى و ديكتاتورى مبدل كردند، خواننده عزيز براى اين كه به اين گفته ما يقين حاصل كند لازم است فتنههايى كه بعد از رحلت رسول خدا ٦ بپا خاست، و در نتيجه آن فتنهها خونهاى به ناحقى كه بر زمين ريخت و ناموسها كه به باد رفت، و اموالى كه دستخوش غارت گرديد، و احكامى كه از اسلام تعطيل شد، و حدودى كه باطل گشت بررسى دقيق نموده سپس در مقام جستجو از منشا آن بر آمده، ريشهيابى كند، و آن وقت از خود بپرسد آيا جز اين است كه يكتا عامل تمامى اين بدبختىها همان آراى اهل حل و عقد از امت بود؟ و آيا جز اين بود كه نشستند و طبق هوا و هوسهاى خود تصميمهايى گرفتند و همان تصميمها را بر گردن مردم بيچاره تحميل نمودند؟.
آرى اين بود حال آن ركن اساسى كه به زعم آقايان دين خدا بر آن پايهگذارى شده بود، و باز به زعم آقايان خداى تعالى در جمله(وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) مسلمانان را مامور به اطاعت از اين ركن اساسى يعنى اهل حل و عقد كرد اهل حل و عقدى كه به نظر آقايان همان كسانى بودند كه آيه مورد بحث معصومشان خوانده (حال اگر معصوم نبودند چه مىكردند؟ و چه گناه به جا ماندهاى را مرتكب مىشدند؟ و چه بلاى ديگرى را كه بر سر دين نياوردهاند مىآوردند، خدا مىداند).