ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨١ - مبادرت و شتاب به توبه، شرط پذيرش آنست
مىزند در توبه كردن امروز و فردا و سهلانگارى نمىكنند، و فرصت را از دست نمىدهند.
از آنچه گفتيم روشن شد كه هر دو قيد، يعنى قيد (بجهالة) و قيد(ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ) احترازى است، نه توضيحى (نمىخواهد بفرمايد گناه همواره از روى جهالت است، و همه گنهكاران بدون درنگ توبه مىكنند، بلكه مىخواهد بفرمايد: گناهكارى دو جور است، يكى از روى جهالت، و ديگرى از روى عناد، و توبه هم دو جور است، يكى بدون درنگ، و يكى پس از ديدن نشانههاى مرگ و آن توبهاى قبول است كه بدون درنگ باشد، و آن گناهى توبه مىپذيرد كه ناشى از جهل باشد)، چون توبه عبارت است از برگشتن بنده به سوى خداى سبحان، و برگشتن به عبوديت او، كه در اين صورت توبه خداوند به عبد نيز عبارت مىشود، از اينكه خدا توبه بنده را بپذيرد، و عبوديت جز در زندگى دنيا كه ظرف اختيار و موطن اطاعت و معصيت است، تحقق نمىيابد، و با ظهور نشانههاى مرگ، ديگر اختيارى براى بنده نمىماند، و دو راهى اطاعت و معصيت ندارد، تا راه اطاعت را انتخاب كند، هم چنان كه خداى تعالى در باره اين موقعيت انسان فرموده:(يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً)[١].
و نيز فرموده:(فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْكافِرُونَ)[٢] و آياتى ديگر از اين قبيل هست.
و سخن كوتاه اينكه برگشت معناى آيه به اين است كه خداى سبحان تنها وقتى توبه گنه كار را مىپذيرد كه گنهكاريش ناشى از استكبار بر خدا و باعث دروغين شدن توبه و فقدان تذلل عبودى نبوده باشد، و در امر توبه آن قدر امروز و فردا نكند كه فرصت از دست برود و نيز ممكن است قيد (بجهالة) قيد توضيحى باشد، و معناى آن اين باشد، توبه و رجوع خدا به بندهاش خاص گناهكاران است، كه البته هيچ گناهى جز از جهل ناشى نمىشود، چون گناه، خود را به خطر انداختن و با عذابى اليم بازى كردن است، كه جز از جاهل سر نمىزند، و يا معنايش اين باشد كه گناه جز از جهل ناشى نمىشود، جهل به كنه و حقيقت معصيت و جهل به كنه آثارى كه بر آن مترتب مىشود، و لازمه توضيحى بودن اين قيد آن است كه جمله: (ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ) اشاره باشد به ما قبل مرگ، نه كنايه از سهلانگارى در أمر توبه، چون كسى
[١] روزى كه بعضى از نشانيهاى- مرگ- آيات پروردگارت مىآيد ديگر ايمان آوردن از كسى كه در طول زندگى ايمان نمىآورد و در حال ايمان عمل صالح نمىكرد سودى ندارد( سوره انعام آيه ١٥٨).
[٢] پس همين كه عذاب ما يعنى همان سنتى كه در بندگان گذشتهاش جريان يافته بود را بديدند، چنين و چنان شده، و كافران در آنجا زيانكار مىگردند( سوره مؤمن آيه ٨٥).