ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٥٨ - ٣ - وراثت در بين امتهاى متمدن (محروميت زنان و فرزندان صغير از ارث)
فرزندان خردسال و يا بقاى آنان در تحت ولايت و قيمومت تقريبا نزديك به همان سنتى بوده كه در روم و يونان جارى بوده است.
و اما ايران (فرس)، ايشان اولا نكاح با محارم يعنى خواهر و امثال خواهر را جايز مىدانستند، و نيز همانطور كه در سابق گذشت تعدد زوجات را نيز قانونى مىدانستند، و نيز فرزند گرفتن يعنى فرزند ديگران را فرزند خود خواندن در بينشان معمول بوده و گاه مىشد كه محبوبترين زنان در نظر شوهر حكم پسر را به خود مىگرفت، يعنى شوهر مىگفت اين خانم پسر من است، و در نتيجه مانند يك پسر واقعى و يك پسر خوانده از شوهرش ارث مىبرد، و اما بقيه زنان ميت و همچنين دخترانى كه از او شوهر رفته بودند ارث نمىبردند، چون بيم آن داشتند كه مال مربوط به خانواده و بيت به خارج بيت منتقل شود، و اما دخترانى كه هنوز شوهر نرفته بودند نصف سهم پسران ارث مىبردند، در نتيجه زنان ميت اگر جوان بودند و احتمال اينكه بعد از شوهر متوفى شوهر ديگر اختيار كنند، در آنان مىرفت- و نيز دخترانى كه به شوهر رفته بودند از ارث محروم بودند، و اما همسر سالخورده- كه بعد از مرگ شوهر اميد شوهر كردن در او نبود- و نيز پسر خوانده و دخترى كه شوهر نرفته بود رزقى از مال رب البيت مىبردند.
و اما عرب؟ مردم عرب، زنان را بطور مطلق از ارث محروم مىدانستند، و پسران خردسال را نيز، و اما ارشد اولاد اگر چنانچه مرد كار زار بود، و مىتوانست از حريم قبيله و عشيره دفاع كند ارث مىبرد، و گرنه ارث به او هم نمىرسيد، بلكه به خويشاوندان دورتر ميت مىرسيد (و خلاصه ارث از نظر عرب مخصوص كسى بود كه بتواند در مواقع جنگ دشمن را تار و مار كند).
اين بود حال دنيا در روزگارى كه آيات ارث نازل مىشد، و بسيارى از مورخين، آنها كه آداب و رسوم ملل را نوشتهاند، و نيز آنها كه سفرنامهاى نگاشتهاند، و يا كتابى در حقوق تدوين كردهاند، و يا نوشتههايى ديگر نظير اينها به رشته تحرير در آوردهاند، مطالبى را كه ما از نظر شما گذرانديم يادآور شدهاند، و اگر خواننده عزيز بخواهد بر جزئيات بيشتر آن آگهى يابد مىتواند به همين كتابها مراجعه نمايد.
از تمامى آنچه كه گذشت اين معنا بطور خلاصه به دست آمد، كه در روزهاى نزول قرآن محروميت زنان از ارث سنتى بوده كه در همه دنيا و اقوام و ملل دنيا جارى بوده و زن به عنوان اينكه همسر است يا مادر است يا دختر و يا خواهر ارث نمىبرده، و اگر استثناء به زنى چيزى از مال را مىدادهاند به عناوين مختلف ديگر بوده، و نيز اين سنت كه اطفال صغار و ايتام را ارث ندهند مگر در بعضى موارد به عنوان ولديت و قيمومت هميشگى، در همه جا مرسوم