ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٩٣ - خودستايى ناشى از عجب است كه از اصول رذائل مىباشد و ستايش و تزكيه مختص به خدا است
عجب است، كه از اصول رذايل اخلاقى است، و چون هيچ انسانى بريده از انسانهاى ديگر نيست، به تدريج اين رذيله او را وادار مىكند به اين كه در تماسش با انسانهاى ديگر به رذيله ديگرى مبتلا شود، كه نامش تكبر است، او به حكم همان خود پسنديش مىخواهد خود را بالاتر از سايرين جلوه دهد، و بندگان خداى را بنده خود بپندارد، اينجا است كه به هر ظلم و ستم و حقكشى و هتك هر حرمتى از محارم الهى دست مىزند، و به خود اجازه مىدهد بر جان و ناموس و اموال مردم دستدرازى كند.
همه اينها در جايى است كه فردى از افراد مبتلا به اين بيمارىهاى روانى يعنى عجب و تكبر شده باشد اما اگر از فرد تجاوز كند و خلقى اجتماعى و سيرهاى قومى شود، آن وقت است كه هلاك نوع بشر و فساد زمين حتمى است، و همان است كه خداى تعالى از مجتمع يهود حكايت مىكند، كه گفتند.(لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ)[١].
پس هيچ انسانى جا ندارد به منظور ستايش خود فضيلتى را براى خود ذكر كند، حال چه اين كه در اين خودستايى راستگو باشد، و چه دروغ بگويد، براى اينكه او مالك آن فضيلت براى خود نيست، اين خداى سبحان است كه آن فضيلت، را به وى داده و او است كه فضل خود را به هر كس بخواهد و به هر نحو كه بخواهد عطا مىكند، و او است كه با دادن فضل و افاضه نعمتش هر كه را بخواهد عملا تزكيه مىكند و يا با ستايش قولى هر كه را بخواهد مىستايد، و تزكيه مىكند، و به صفات كمال، شرافتش مىدهد، مثلا در باره برگزيدگى آدم و نوح ٨ مىفرمايد:(إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً)[٢] و در باره صداقت و نبوت ابراهيم و ادريس ٨ مىفرمايد:(إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا)[٣] (او مردى بود صديق و پيامبر)، و در باره علم يعقوب (ع) مىفرمايد:(وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ)[٤].
و در باره عبوديت و خلوص يوسف (ع) مىفرمايد:(إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ)[٥] و در حق موسى و اين كه بندهاى مخلص و فرستادهاى نبى بود مىفرمايد:(إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا)[٦]، و در حق عيسى و آبرومنديش در دنيا و آخرت و اينكه از
[١] هيچ قوم و ملتى كه بر كيش يهوديت نيستند بر ما يهوديان مسلط نمىشوند. سوره آل عمران آيه ٧٥
[٢] سوره آل عمران آيه ٣٣.
[٣] سوره مريم آيه ٤١.
[٤] و او به خاطر اين كه ما تعليمش داديم صاحب علمى بود. سوره يوسف آيه ٦٨.
[٥] سوره يوسف آيه ٢٤.
[٦] سوره مريم آيه ٥١.