ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥١ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات گذشته مربوط به مسألت فضل الهى، روابط زن و شوهر )
و در صحيح ترمذى از ابن مسعود روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: از خداى تعالى فضل او را بطلبيد كه خدا در خواست از او را دوست مىدارد[١].
و در الدر المنثور است كه ابن جرير از طريق حكيم بن جبير از مردى كه نامش را نبرده روايت آورده كه او گفت رسول خدا ٦ فرمود: از خدا فضل او را بطلبيد كه خداى تعالى دوست مىدارد بندگانش از فضلش طلب كنند، و يكى از بهترين عبادتها انتظار فرج[٢] است.
و شيخ طوسى در تهذيب بسند خود از زراره روايت آورده كه گفت: من از امام صادق (ع) شنيدم كه آيه:(وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ) را مىخواند، و مىفرمود: منظور خداى تعالى از اين موالى اولى الارحام است، كه در ارث بردن، اولاى از ديگرانند، و منظور اوليا نعمت نيست، بلكه منظور اين است كه هر خويشاوند كه به ميت و به رحمى كه ميت را به سوى خود مىكشاند نزديكتر است او از ديگران به بردن ارثش سزاوارتر است[٣].
و در همان كتاب به سند خود از ابراهيم بن محرز روايت كرده كه گفت من نزد امام ابى جعفر (ع) حاضر بودم، كه شخصى از آن جناب پرسيد: مردى به همسرش مىگويد: اختيارت با خودت حضرت فرمود: چگونه ممكن است اختيارش با خودش باشد، با اينكه خداى تعالى اختيار او را به دست شوهرش داده، و فرموده:(الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ)، نه اين سخن هيچ ارزش و اعتبارى ندارد[٤].
و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم از طريق اشعث بن عبد الملك از حسن روايت كرده كه گفت: زنى نزد رسول خدا ٦ آمد، و از شوهرش شكايت كرد كه به وى سيلى زده است، رسول خدا ٦ فرمود: بايد قصاص شود ليكن چيزى نگذشت كه آيه: شريفه:(الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ ...) نازل شد، و زن بدون قصاص برگشت[٥].
مؤلف قدس سره: الدر المنثور اين روايت را به چند طريق ديگر از رسول خدا ٦
[١] صحيح ترمذى.
[٢] الدر المنثور ج ٢ ص ١٤٩.
[٣] التهذيب ج ٩ ص ٢٦٨ حديث ٢.
[٤] التهذيب ج ٨ ص ٨٨ حديث ٢٢١.
[٥] الدر المنثور ج ٢ ص ١٥١.