ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٥٤ - رعايت تدريج در دعوت از حيث انتخاب مدعوين
و همه مكانها را مىرساند:(وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ)[١]،(وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ)[٢]، و اين دو آيه عموميت دعوت آن جناب نسبت به همه زمانها و مكانها را نيز مىرسانند و اگر خواننده محترم بخواهد به بحث مفصل از تك تك اين آيات اطلاع پيدا كند بايد به تفسير خود آن آيات در اين كتاب مراجعه نمايد.
و به هر حال پس نبوت آن جناب عمومى بود و اگر كسى در وسعت معارف و قوانين اسلام دقت نمايد و نيز در نظر بگيرد كه در ايام نزول قرآن و بعثت آن جناب، دنيا در چه وضعى به سر مىبرد و ظلمت جهل و قذارت و پليدى فساد و ظلم تا چه حد رسيده بود، هيچ ترديدى برايش باقى نمىماند كه در آن روز ممكن نبوده كه اسلام يك باره شرك و فساد را از دنيا ريشه كن كند و تصديق مىكند كه لازم بوده دعوت را در ميان بعضى از طوائف ساكنان زمين، شروع كند و بناچار اين طايفه همان قوم خود رسول اللَّه باشد، آن گاه بعد از آنكه دين خدا در ميان عرب جاى خود را باز كرد به تدريج در بين غير عرب هم راه يابد هم چنان كه همين طور شد و خداى تعالى در اين باره فرموده:(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ)[٣].
و نيز فرموده:(وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ)[٤]، و آياتى هم كه دلالت مىكند بر اينكه دعوت اسلام و انذارش ارتباطى با عرب دارد، بيش از اين دلالت ندارد كه عرب هم يكى از طوايفى است كه بايد بوسيله قرآن دعوت و انذار شوند و همچنين آياتى كه در تحدى[٥] به قرآن نازل شده (و مثلا مىفرمايد: اگر شك داريد كه اين قرآن از ناحيه خدا است همه جمع شويد و يك سوره مثل آن را بياوريد مترجم ) هيچ دلالتى ندارد بر اينكه روى سخن در سراسر قرآن متوجه خصوص عرب است، چون عرب است كه با زبان قرآن سخن مىگويد و اگر بخواهد مىتواند (كه البته نمىتواند و نتوانست) سورهاى مثل قرآن درست كند، چون اولا همه آيات تحدى فقط به بلاغت نظر ندارد و ثانيا اگر در بعضى از آيات
[١] و اينكه اين كتاب محققا كتابى است شكست ناپذير، نه در عصر نزولش باطل در آن راه مىيابد و نه در اعصار بعد از نزولش، نازل شدهاى است از ناحيه خداى حكيم و ستوده. سوره فصلت، آيه ٤٢ .
[٢] ليكن او فرستاده خدا و خاتم پيامبران است. سوره احزاب، آيه ٤٠
[٣] ما هيچ رسولى را نفرستاديم مگر به زبان قومش، تا دين خدا را براى آنان بيان كند. سوره ابراهيم آيه ٤
[٤] و اگر اين دين و اين قرآن را بر بعضى از افراد عجم نازل مىكرديم تا او قرآن را بر عرب بخواند هرگز عرب بوى ايمان نمىآورد سوره شعرا آيه: ١٩٩ .
[٥] آيات تحدى آياتى است كه دشمن را به مقابله و برابرى مىخواند كه اگر مىتوانند حتى يك سوره مثل سوره، قرآن را بياورند.