ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٦٥ - اخبارى كه بر نسخ شدن حكم متعه دلالت مىكنند(از طرق اهل سنت)
و در شرح ج ٥ ص ٥٠ ابن العربى كه شرح صحيح ترمذى است، از اسماعيل از پدرش از زهرى روايت كرده كه گفت: سبره روايت كرد كه رسول خدا ٦ در حجة الوداع از متعه نهى كرد ابو داود بعد از آن كه اين حديث را نقل كرده، مىگويد: اين حديث را عبد العزيز بن عمر بن عبد العزيز از ربيع پسر سيره از پدرش نقل كرد، و در آن گفته است: اين جريان بعد از خارج شدن از احرام در حجة الوداع اتفاق افتاد، و تشريع متعه براى مدتى معلوم بود، ولى حسن گفته جريان در عمرة القضاء اتفاق افتاده است[١].
و در همان كتاب ج ٥ ص ٥٠ از زهرى روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ متعه را در جنگ تبوك جمع كرد[٢].
مؤلف قدس سره: روايات چنان كه ملاحظه مىفرمائيد در تشخيص تاريخ نهى رسول خدا ٦ از متعه اختلاف دارند، بعضى مىگويند قبل از هجرت بوده، و بعضى ديگر مىگويند: بعد از هجرت به وسيله آيات نكاح و طلاق و عده و ميراث نسخ شد، و يا به نهى خود رسول خدا ٦ در سال جنگ خيبر يا در زمان عمرة القضاء يا سال اوطاس يا سال فتح يا سال تبوك و يا بعد از حجة الوداع نسخ شده، و به همين جهت بعضىها اين روايات مختلف را حمل كردهاند به اينكه همهاش درست است، زيرا رسول خدا ٦ در همه اين سالها از متعه نهى كردهاند، و هر يك از روايات از نهى آن جناب در يك سال خبر مىدهد، و ليكن جلالت قدر بعضى از راويان چون على (ع) و جابر و ابن مسعود كه همواره با رسول خدا ٦ بودند و از كوچك و بزرگ سيره آن جناب با خبر بودند، اجازه نمىدهد كه ما بگوئيم نامبردگان از نهى آن جناب در ساير مواقف و ساير اوقات اطلاع نداشتهاند.
و در الدر المنثور است كه بيهقى از على روايت كرده كه فرمود: رسول خدا ٦ از متعه نهى كرد، آن روزى هم كه جايز بود تنها براى كسانى جايز بود كه دسترسى به ازدواج نداشتند، ولى همين كه آيات نكاح و طلاق و عده و ميراث بين زن و شوهر نازل شد حكم متعه نسخ گرديد[٣].
و باز در همان كتاب است كه نحاس از على بن ابى طالب روايت كرده كه به ابن عباس گفت تو مردى گيج هستى يادت نيست كه رسول خدا ٦ از متعه نهى
[١] ( ١ و ٢) شرح ابن العربى ج ٥ ص ٥٠.
[٢] ( ١ و ٢) شرح ابن العربى ج ٥ ص ٥٠.
[٣] الدر المنثور ج ٢ ص ١٤٠.