ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٥ - بحث روايتى(در ذيل آيات مربوط به جنگ احد)
مداوا كنند، (بعد از آنكه دست به كار شدند)، خدمت رسول خدا ٦ عرضه داشتند: ما هيچ زخمى از زخمهايش را نمىبنديم مگر اينكه زخمى ديگر دهن باز مىكند، و ما از جان او مىترسيم، (و خلاصه وضع او خطرى است) رسول خدا ٦ به اتفاق مسلمانان به عيادت على (ع) آمدند كه يك پارچه زخم بود و حضرت دست خود را به يك يك زخمهاى آن جناب مىكشيد، و مىفرمود: كسى كه در راه خدا چنين وضعى به خود بگيرد، امتحان خود را داده و وظيفه خود را به پايان برده و دست به هيچ يك از زخمها نمىكشيد مگر آنكه آن زخم بهبودى مىيافت، على ع گفت: الحمد للَّه كه نه فرار كردم و نه قدمى به عقب نهادم و خداى تعالى شكر عمل آن جناب را در دو جاى قرآن بجا آورد، يك جا فرمود:(وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ) و جايى ديگر فرمود:(وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ)[١].
مؤلف قدس سره: يعنى خداى تعالى ثبات قدم آن جناب را شكرگزارى كرد، نه گفتار آن جناب را كه گفت: الحمد للَّه .
و در تفسير عياشى از امام صادق (ع) روايت آورده كه وقتى آيه:(وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ) را خواند، و فرمود هزار و هزار آن گاه فرمود: آرى و اللَّه كشته مىشوند[٢].
مؤلف قدس سره: در اين روايت به جاى كلمه: قاتل معه قتل معه قرائت شده و به همين قرائت معنا شده، و اين قرائت و معناى آن را الدر المنثور از ابن مسعود و ديگران روايت كرده، و از ابن عباس روايت كرده كه شخصى از او از كلمه: ربيون پرسيد، در پاسخ گفت:
يعنى جموع[٣].
و در الدر المنثور است كه عبد بن حميد، و ابن أبى حاتم، از مجاهد روايت كرده كه در معناى جمله:(مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ) گفته است، منظور از آنچه دوست مىداريد نصرتى بود كه خداى تعالى نصيب مؤمنين عليه كافران كرد، به طورى كه زنان مشركين هر چه گيرشان آمد سوار شدند و گريختند، چه راهوار و چه چموش، (ممكن هم هست منظور مجاهد اين بوده كه بگويد زنان مشركين از هر طرف گريختند چه راه و چه بيراهه)، ولى به خاطر اينكه مؤمنين نافرمانى رسول خدا ٦ كردند، دو باره مشركين به طرف ايشان
[١] سوره آل عمران آيه ١٤٠.
[٢] تفسير عياشى ج ١ ص ٢٠١ ح ١٥٤.
[٣] الدر المنثور ج ٢ ص ٨٢.