آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣
« مقتصد و منهم سابق بالخیرات »" [١] . بعید نیست - همین طور که
بعضی مفسرین گفتهاند - مضمون آن آیه با این آیه یکی باشد. ابتدا این است
که ما کتاب را ( قرآن را ) به ارث میدهیم به گروهی از مردم که آنها را
برگزیدهایم ، که در روایات ما آمده است که این آیه دلیل بر این است که
همیشه یک گروه برگزیدهای که علم قرآن در نزد آنها باشد وجود دارد و این
گروه ائمه هستند . از نظر اهل تسنن چنین کسانی ما نداریم که حتی حودشان
هم قائل باشند که علم حقیقی قرآن نزد آنهاست . بنابراین یک چنین گروه
خاصی ما داریم . پس مردم سه دسته هستند : آنان که به خود ستم کردهاند .
اینها همان اصحاب المشئمه هستند . اینجا تعبیر قرآن این است : مردمی که
شومی همراه خودشان دارند . قرآن در مسأله " شومی " این معنا را تفسیر
کرده که شومی و شئامت برای هیچ کسی در خارج وجودش نیست شئامت هر کسی
در اعمال خودش است . " « قالوا انا تطیرنا بکم لئن لم تنتهوا لنرجمنکم
و لیسمنکم من عذاب الیم قالوا طائرکم معکم ائن ذکرتم »" [٢] . آیه
دیگر " « فاذا جائتهم الحسنة قالوا لنا هذه »" . از موسی و قوم موسی
نقل میکند وقتی که نیکی و خیری به آنها میرسید میگفتند این دیگر استحقاق
خود ماست " « و این تصبهم سیئة » " احیانا اگر یک بدی به ایشان
میرسید " « یطیروا بموسی و من معه »" [٣] میگفتند از شئامت این
موسی و همراهانش است . از آیات قرآن این مطلب کاملا استفاده میشود که
شومی یعنی شئامت به معنای یک امر ذاتی شخص نیست که بگوییم کسی در
سرشتش شوم آفریده شده است ، یا شئامت شخص در امور خارج از وجودش
نیست که بگوییم فلان کس برای من شوم است ، این اسب
[١] فاطر / . ٣٢ [٢] یس / ١٨ و . ١٩ [٣] اعراف / . ١٣١