آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٩
زن و شوهر فقط با یکدیگر همکاری ندارند . دو شریک در یک مغازه مانعی ندارد که یکی کافر باشد یکی مسلمان ، ولی ازدواج علاوه بر این هم روحی است . روح ازدواج این است که یک زن و شوهر خواه ناخواه وحدت روحی پیدا میکنند . در این صورت چگونه ممکن است که یک مردی که در روح خودش بعد از توحید هیچ اصلی اصیلتر و شریفتر و محبوبتر از شهادت به رسالت رسول اکرم نیست ، آن اصلی که با آن زندگی میکند ، با یک شخصیتی ، با یک زنی زندگی کند که - العیاذ بالله - اصلا قرآن را قبول ندارد ، پیغمبر را قبول ندارد و او را العیاذ بالله - مرد کذابی میداند ، بخواهد یک زندگی مشترک با چنین زنی تشکیل بدهد . این عمل نشدنی است ، یا آن زن باید برگردد به این طرف ، یا اگر او برنگردد این میرود به آن طرف ، بعد تکلیف بچههایی که پیدا میشوند چه میشود ؟ آن زن بالاخره به یک اصل دیگری معتقد است . آن زن هم خیر بچه خودش را میخواهد یا لااقل دلش میخوان آن بچه مطابق روح او تربیت شود و این مرد میخواهد این بچه مطابق روح او تربین شود . مرد چکار میکند ؟ یا اصلای بی تفاوت میماند ، بچه از آن طرف میرود ، ( و یا بی تفاوت نمیماند ) . اگر فرض کنیم مرد جدی باشد زن هم جدی باشد ، آن بچه بدبخت یکی از بدترین بچهها خواهد شد ، دو تربیت متناقض دائما وارد روح این بچه میشود ، پدر میگوید این جور ، مادر میگوید نه ، دروغ میگوید ، این حور نیست ، این جور است ، مادر میگوید این جور ، پدر میگوید نه ، این جور است . این ، حرف درستی نیست ، و بعلاوه تاریخ نشان داده است [١] که ازدواجهای مسلمانها با
[١] این از آن چیزهای بوده که من دلم میخواست دنبال آن بگردم ، ولی خیلی تتبع میخواهد .