آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦
این دنیا دارای علم و معرفت و فضائلی باشد این علم و معرفت و فضائل در روح او هستند و همینها سبب سعادت او در عالم دیگرند الی الابد ، و بر عکس اگر روح انسان در این دنیا پر از جهل باشد ، آن هم جهل مرکب ، و پر از عناد باشد و پر از صفات زذیله روحی باشد ، بعد از اینکه از این دنیا رفت ، در آن دنیا برای همیشه معذب است به همین عذابهای روحانی . در این دنیا هم ما نعیم روحانی داریم و عذاب روحانی یعنی کسی که روحی دارد مملو از معارف و خصلتهای خوب ، او الان هم در همین دنیا ملتذ است و لذت میبرد ، از چه لذت میبرد ؟ از همین سرمایههای معنوی خوشد لذت میبرد . یا یک نفر که اهل الله است در حالی که مشغول ذکر خداوند است غرق در لذت است و آن لذت یک لذت معنوی و روحانی است و هیچ لذت جسمانی نیست ، و کسانی که در همین دنیا لذتهای روحانی را به تعبیر بوعلی سینا چشیدهاند ( نه فقط دانستهاند ) هرگز لذتهای جسمانی را با لذتهای روحانی برابر نمیشمارند . عذابهای روحانی نیز همان رنجهای روحی است که انسان در همین دنیا هم احساس میکند یعنی انسان ممکن است از نظر جسمی هیج ناراحتی نداشته باشد ، هیچ دردی نداشته باشد ، هیچ نقصی نداشته باشد مع ذلک در آنچنان رنجی به سر ببرد که برایش قابل تحمل نباشد و احیانا خودکشی کند ، مثل رنجی که حسود از حسادت خودش میبرد . انسان اگر خدای ناخواسته به بیماری حسادت گرفتار باشد ، دیگری برای خودش دارد زندگی میکند ، موفقیتهایی کسب میکند ، این از موفقیت او رنج میبرد ، یک رنج جانکاه غیر قابل تحملی . بدیهی است که این رنج ، جسمی نیست ، با هیج قرص و آمپولی هم نمیشود آن درد را از بین برد چون نه دستش درد میکند نه استخوانش ، نه سرش ، نه قلبش و نه ریهاش و نه عضو دیگرش ، روحش مألم است ، روحش درد