آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥
سوار بود . ) حضرت به او فرمود : " « یابن ام عبد » " ( گویا به مادر " ام عبد " میگفتند . کنیه مادرش بوده . او را به نام مادرش خطاب کرد ، فرمود : " یابن ام عبد " آیا میدانی که چگونه نصاری رهبانیت را از پیش خود اختراع کردند ، منشأ رهبانیت چه بود و از کجا پیدا شد ؟ او گفت " الله و رسوله اعلم " خدا و رسولش بهتر میدانند ، شما بفرمایید . فرمود در میان اتباع عیسی فسق و فجور و کفر پیدا شد و مؤمنین امت عیسی علیه کفرها و فسق و فجورها قیام کردند و جنگیدند ولی چون نیروی طرف بیشتر بود اینها مکرر شکس خوردند به طوری که از اینها باقی نمایند مگر عده کمی . اینها دیدند که دیگر تاب مقاوت ندارند ، گفتند اگر ما باز هم به مبارزه ادامه بدهیم همه ما کشته میشویم و کسی در روی زمین باقی نمیماند که بخواهد دعوت به دین بکند ، پس مصلحت این است که در بلاد متفرق و مخفی بشویم تا وقتی که پیغمبری که عیسی به ما وعده داده است که خواهد آمد ( یعنی خاتم الانبیاء ) ظهور کند و آن وقت اگر ما زنده باشیم در رکاب آن پیغمبر این مبارزه را ادامه بدهیم . این بود که اینها رفتند در شعاب جبال مخفی شدند . این کار ، کاری بود که خدا بر آنها ننوشته بود ولی خلاف رضای خدا هم نبود ، کار معقولی بود . این عمل را آنها نکردند مگر برای رضای خدا ، یعنی این جور نبود که صرفا برای حفظ جانشان ، برای طمع به مال دنیا ، برای طمع به بقاء در زندگی دنیا ترک جهاد کنند ، بلکه برای یک امر معقول این کار را کردند ، یعنی وقتی که دیدند واقعا دیگر عملشان فایده ندارد و اگر اینها هم کشته شوند کسان دیگری نیستند که دعوت به این دین بکنند ناچار رفتند و متفرق شدند و فلسفه اعراضشان از خلق این شد که ما تنها میرویم در دامنه کوهها خدا را عبادت میکنیم تا وقتی که آن پیغمبری که خدای متعال به وسیله عیسی وعده داده است ظهور کند . ( آنها که نمیدانستند