آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
میفرماید : " « فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قرش اعین »" [١] هیچ
نفسی نمیتواند بداند که چه مایههای روشنایی چشمی در آنچا پنهان است ،
یعنی حتی توصیفهایی که در قرآن میکنیم به حسب میزان درک بشر است نه
اینکه به میزانی است که آنها هستند ، آن قابل توصیف نیست . برای یک
نفس در دنیا امکان درک آن مطلب وجود ندارد " « فیهما عینان تجریان
" در آن دو بهشت دو چشمه جریان دارد . باز مفسرین اینجا همین حرف را
زدهاند . ( میفرماید ) دو چشمه الی جریان دارد ، یعنی چگونه چشمههایی
هست ، ( قابل توضیح نیست ) ، همین قدر بدانید دو چشمهای هست . این "
ای " ( در " دو چشمهای " باز علامت ابهام است یعنی دیگر وصفش را از
ما نخواهید .
"« فیها من کل فاکهة زوجان »" از هر میوهای دو نوع وجود دارد. زوجان
یعنی " جفت " که مفسرین گفتهاند یعنی دو نوع نه یک نوع. باز قرآن شرح
نداده است . قهرا همان احتمال میآید که آنجا که گفتیم " « جنتان »"
( دو بهشت است ) قهرا میوههای هر بهشتی هم با میوههای بهشت دیگر فرق
میکند ، میوههای بهشت روحانی ، روحانی است و میوههای بهشت جسمانی ،
جسمانی است . تا اینجا وصف خود این دو بهشت بود . " « فبای الاء ربکما
تکذبان »" نعمتها را ببینید ، به کدامیک از نعمتها تکذیب میکنید ؟
از اینجا وصف اهل بهشت است یعنی حالت آنها را بیان میکند که بیشتر
حالت اهل بهشت جسمانی بیان شده است یعنی این حالات بیشتر با اهل بهشت
جسمانی منطبق است : " « متکئین علی فرش بطائنها من استبرق [٢] و جنا
الجنتین دان »" اهل بهشت تکیه میزنند بر فراشها و بر
[١] سجده / . ١٧ [٢] یا من استبرق »، هر دو جور خوانده شده ، همزه وصل و همزه قطع ، ولی بیشتر همزه قطع خواندهاند که من استبرق ».