آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
بر کسانی است که ولای او را پذیرفتهاند .
خدای متعال حافظ و رقیب این گونه بندگان [١] است . بنابر قول آن
مفسرینی که میگویند مفهوم تصرف هم در " مهیمن " خوابیده ، یعنی وقتی
این بنده خودش را به او سپرده احیانا اگر غل و غشی در او هست خدا خودش
خالصش میکند مثل فلزی که شما آن را به زرگر سپرده و خودتان رفتهاید ، او
با آن مهارت و لیاقتی که خودش دارد احیانا اگر غل و غشی هم در لابلای آن
وجود دارد، دیگر بعد از این سپردن او خودش آن غل و غشها را خارج میکند.
" « العزیز »" . برای " عزیز " دو معنا هست که به هر دو معنا
خدای متعال عزیز است : یکی عزت در مقابل ذلت و زبونی . هر موجودی غیر
از خدا زبون است یعنی اگر از نظری عزت دارد از نظری دیگر ذلت دارد .
هر عزیزی در عالم آمیختهای است از عزت و ذلت . هیچ موجودی از خودش
استقلال ندارد ، همه موجودها وابسته به موجود دیگر و اسیر و مقهود موجود
دیگر هستند . حال مثالهای کوچک راجع به خود انسانها ذکر میکنیم : یک
انسان اگر همه مردم دنیا را هم ذلیل کرده باشد ، در مقابل همه مردم دیگر
عزیز باشد و یک فرد هم باقی نمانده باشد الا اینکه او عزت خودش را بر
وی ثابت کرده است ، در عین حال همان آدم ، ذلیل همین هواست ، اگر دو
دقیقه همین هوا به او نرسد کارش ساخته است ، یا ذلیل یک میکروب کوچک
در درون خودش میشود اما آن عزیزی که در ذات او ذلت و خواری اصلا
نمیتواند وجود داشته باشد چون ما فوق همه موجودات است ، خداست .
معنی دیگر " عزیز " همین است که ما میگوییم " گرانبها " . میگوییم
[١] ( یعنی بندگانی که خود را به او سپردهاند ) .