آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١
ایمان قراردادی است ، میتوانیم بگوییم ده درجه ، میتوانیم بگوییم صد درجه ، میتوانیم بگوییم هزار درجه . مثل این است که این دیوا را ما میتوانیم تقسیم کنیم به ده قسمت متساوی ، میتوانیم تقسیم کنیم به صد قسمت متساوی ، میتوانیم تقسیم کنیم به هزار قسمت متساوی . مثلا میتوانیم به یک اعتبار ایمان را دارای دو درجه معرفی کنیم : ایمان تا در مرحله قلب است و هنوز از قلب نفوذ در اعضا و جوارج نکرده است یعنی اعضا و جوارح مسخر این عقیده و ایمان نشدهاند یعنی هنوز به مرحله طاعت کامل نرسیده است ، ( و ایمان در مرحله طاعت کامل ) . پس میتوان گفت ایمان دارای دو مرحله است : مرحله اعتقاد و مرحله اعتقاد مؤثر در عمل و طاعت ، مرحلهای که ایمان از مرحله اعتقاد خارج شده و بروز کرده و به مرحله عمل رسیده است ، مثل بذر زندهای که در زمین باشد و ریشه داشته باشد و هنوز به بیرون بروز نکرده باشد ، و بذری که بعد از مدتی بیرون دمیده باشد و ظاهر و شکوفا شده باشد . آثار ایمان در مرحله عمل است . حال مطلب دیگری که باز جزء اصول معارف قرآنی است این است که در جواب این سؤال که آیا روح انسان اصل است و بدن فرع ، یعنی آیا همیشه اثر از روان به بدن میرسد یا عکس قضیه است ، بدن اصل است و روان فرع ، یعنی همیشه روح از بدن متأثر میشود ، کدام یک از اینها ؟ میگوییم هر دو ، روح و بدن در یکدیگر تأثیر متقابل دارند . آنگاه نتیجه این است : ایمان در اصل و ریشه ، عمل قلب است نه عمل اعضاء و جوارح ، ولی اطاعت و عمل از اعضا و جوارح است ، آیا ایمان مبدأ عمل است یا عمل مبدأ ایمان ؟ جواب این است : هر دو ، ایمان عمل میزاید و عمل بر ایمان میافزاید . ایندو روی یکدیگر اثر میگذارند . احادیثی به این مضمون در کافی و کتب دیگر هست که " من علم عمل و