آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤
برای من شوم بود ، این زن برای من شوم بود ، آن زن بگوید این شوهر براین
من شوم بود ، این بچه من اصلا بچه شومی است ، از این حرفهایی که بشر
همیشه وقتی میخواهد از مسؤولیت خودش بگریزد و نمیخواهد خودش را مسؤول
بدبختی خودش بشناسد میرود به سراغ اشیاء دیگر ، به سراغ زمان ، به سراغ
مکان ، به سراغ افراد ، به سراغ حیوانات : اینحیوان شوم است ، این
انسان شوم است ، این بچه شوم است ، این زن شوم است این زمان شوم است
، این مکان شوم است ، روزش چنین بوده ، شبش چنین بوده ، ساعتش چنین
بوده است . بنابراین " « اصحاب المشئمة » " " « ضالم لنفسه » "
تطبیق میشود . در اینجا فرموده " یاران شومی " ، در جای دیگر فرموده "
آنهایی که به خود ستم کردهاند " . پس شومیشان از این پیدا شد که
اعمالشان بد بوده .
" « و منهم مقتصد »" و قومی هم هستند حد وسط ، بین " « ظالم لنفسه
" و آن دسته دیگر . " « و منهم سابق بالخیرات »" و یک دسته دیگر
هستند که پیشی گرفتهاند به خیرات ، خیرات را با خود بردهاند . در اینجا
هم این جور آمده است : " « اصحاب المیمنة ما اصحاب المیمنة و اصحاب
المشئمة مااصحاب المشئمة و السابقون السابقون »" اما " پیشی گیرندگان
" در شأنشان همین کافی است که بگوییم پیشی گیرندگان هستند. " « اولئک
المقربون »" آنها هستند مقربان ، یعنی نه « اصحاب المیمنة ، اصحاب
المشئمة »که به جای خود . " مقربان " هرگاه در قران اطلاق شود - که یک
بار دیگر در آخر همین سوره واقعه باز نامی از مقربان برده خواهد شد -
همانها هستند که ما آنها را " سابقان " مینامیم .
" « فی جنات النعیم »" مقربان در جناتی از نعیم هستند . " « جنة
نعیم »" [١] هم ما داریم . اگر " « جنة نعیم »" فرموده بود ، یک
بهشت بیشتر نبود . ولی وقتی که
[١] واقعه / . ٨٩