آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩
پرستش ( او ) هم در واقع ثناگویی است ، ثناگویی به این معنا که جمال پرستی و کمال پرستی و خضوع در مقابل کمال است ، اقرار و اعتراف به یک حقیقت است : او ( شایسته پرستش ) است اما غیر او نه . " « الملک »" صاحب اقتدار علی الاطلاق . در جلسه پیش توضیحات دادیم . " « القدوس »" عرض کردیم هر جا که سخن از اقتدار مطلق بیاید ، از باب اینکه در انسانها همیشه اذهان چنین تجربهای نشان داده است ، در غیر انسان هم احیانا بشر آن را توسعه میدهد . امروز میگویند قدرت آنارشیست است یعنی هر جا که قدرت پیدا شود استبداد و زورگویی و بی حسابی و ظلم و تجاوز وجود دارد . برای اینکه این توهم نشود که این ملک مطلق و صاب اقتدار مطلق به دلیل اینکه صاحب اقتدار مطلق است و درمقابل اقتدار او اصلا اقتداری در عالم وجود ندارد ، خدایی که اقتدار مطلق است و هیچ ترمزی ندارد پس هر کاری کرد کرد ( ظلم و ستم ) ، ( لذا میفرماید ) ولی او در مرتبه ذات خودش منزه است ، متعالی است . " ترمز ندارد " یعنی معنی ندارد که قدرتی از خارج - العیاذ بالله - بیاید جلو او را بگیرد ولی ذات او از کار زشت و پست ابا دارد ، خود ذاتش متعالی است از اینکه ظلم کند ، بخل بورزد ، امساک کند ذاتش از هر چه که نقص است ابا دارد ، یعنی خود او ، آن علوش و آن نزاهتش و آن قدوسیتش از چنین کاری ابا دارد . پس ملک صاحب اقتدار مطلقی است که در عین حال قدوس است ، منزه است از آنچه از شما درباره صاحب القتدارها تصور میکنید و آن را لازمه قدرت میدانید . نه ، آن ، لازمه قدرت است در بشر ، آنهم بشرهای عادی ، نه در ذات پروردگار . " « السلام » " آن که سلامت محض است ، یعنی آنچه به او منسوب ( منسوب است ) از آن جهت که به او منسوب است خیر است. به اصطلاح دیگری که حکما و غیر حکما دارند او خیر مطلق است . گفتیم در " ملک " اقتدار