آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
ولی قرآن بر عکس ، میفرماید هر کاری که تو مرتکب میشوی ، علی رغم آن ترتیب ظاهری زمانی که تو احساس میکنی که آن در زمان گذشته ماند و تو در زمان حال و زمان آینده آن هستی ، قضیه برعکس است ، هر عملی که مرتکب شدی او پیشا پیش تو رفت ، تو پشت سر باقی ماندی ، او را جلو فرستادی و تو هنوز ماندهای که بعد به او برسی . خیلی حرف عجیبی است ! هر عملی که انسان انجام میدهد ، چه خوب و چه بد ، در منطق قرآن " پیش فرستاده " است نه " پس عقب مانده " ، پیش فرستاده است ، بعد خود انسان باید به اوبرسد . بدیهی است که اگر مسأله زمان می بود چنین نمیشد ، در زمان ما از پیش هستیم و عمل پشت سر ماست . این از باب این است که غیر از زمان مسأله دیگری وجود دارد و آن مسأله " نشئه " است . عمل تو الان به نشئه دیگر رفته است و تو بعدها به آن نشئه منتقل میشوی ، تو پشت سر عملت هستی . تو بعد به عملت ، به آن پیش فرستاده خود ملحق میشوی ، که همن مطلب بعد - البته اصلش قرآن است - در کلمات ائمه اطهار ، نهج البلاغه و بعد در ادبیات عربی و ادبیات فارسی و به طور کلی در فرهنگ اسلامی ، خودش مطلبی و رکنی شده است . در نهج البلاغه است - ظاهرا در حدیث نبوی هم هست - در آن خطبه معروف زهدی میفرماید : " « ایهالناس انما الدنیا دار مجاز و الاخرش دار قرار فخذوا من ممرکم لمقرکم و لا تهتکوا استارکم عند من یعلم اسرارکم » " ایها الناس ! دنیا خانهاست که گذشتن است ، یعنی انسان از این خانه میگذرد ، خانه جاوید انسان نیست ، ولی آخرت خانه جاودانی انسان است ، تمام شدنی نیست . از گذشتنگاه خود توشه تهیه کنید برای اقامتگاه خود . پرده خود را در نزد آن حقیقتی که از اسرار و رازهای شما آگاه است پاره نکنید ، یعنی خداوند به همه رازها آگاه است و در حضور