آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨
گذشته بود . آن مطلب این است که در آیه هفتم این سوره خطاب به مؤمنین داشتیم که " « امنوا بالله و رسوله »" ای مؤمنین ایمان به خدا و رسول بیاورید . گفتیم این سؤال قهرا به وجود میآید که ایمان اهل ایمان که تحصیل حاصل است ! فرض این است که مخاطب خود اهل ایمان هستند ، چگونه به اهل ایمان امر میشود به ایمان ؟ مثل این است که به کسی که روزه دارد امر کنیم که روزه بگیر . آن که روزه دارد ، دیگر " روزه بگیر " یعنی چه ؟ ! امر به کاری به کسی باید کرد که کاری را که نکرده است انجام بدهد ، و اما اگر کسی چیزی را واجد است امر به ایجاد آن از قبیل تحصیل حاصل است . پس چگونه است که در این سوره این تعبیر راجع به اهل ایمان آمده است ؟ جواب این سؤال واضح و روشن است به حکم " « القران یفسر بعضه بعضا " که از خود آیات کریمه قرآن این مطلب کاملا استفاده میشود که اموری از قبیل ایمان - و مخصوصا ایمان - تقوا ، احسان ، حتی صبر ، رضا ، اموری به اصطلاح یکنواخت و یک درجه نیست ، اموری هستند صاحب دراجات . مثلا تقوا یک حقیقت صاحب درجات است یعنی یک درجه تقوا یک حکم دارد و درجه دیگر حکم دیگری دارد ، و حتی این مطلب شامل اعمال هم میشود و این از آن اصول و حقایق و معارف اسلامی است . من از یک امر واضحتر مثال ذکر میکنم ، از روزه . روزه یک درجه عام دارد که آن را صوم عوام میگویند آن درجه عام روزه همین است که انسان امساک کند از این امور معروفهای که در روزه هست : امساک کند از خوردن ، از نوشیدن ، از جنب شدن عمدی ، از داخل صبح شدن در حال جنابت ، از سر زیر آب کردن ، از غبار غلیظ در حلق فرو کردن ، از دروغ بستن عمدی بر خدا و رسول . این خودش درجهای از روزه است . هر کسی که اینها را رعایت کند آن روزه عوام را گرفته است . اما روزه یک