آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠
خود را نگهداری کردن از معصیت لازمهاش اجتناب از معصیت است و لازمه اجتناب از معصیت ، خود را از لازمه معصیت یعنی خشم الهی نگهداری کردن است . پس اگر گفتند " اتق الذنب " معنایش این است که خود را نگه دار از اینکه گرفتار گناه شوی . اگر بگویند " اتق الله " معنایش این است که خود را نگه دار از اینکه گناه کنی و در اثر گناه کردن در معرض خشم الهی قرار بگیری . ما کلمهای نداریم که بخواهیم به جای " « اتقوا " بگذاریم و لذا ترجمه نداریم ، همیشه میگوییم تقوای الهی داشته باشید . لغتی در زبان فارسی وجود ندارد که به جای کلمه " تقوا " بگذاریم ولی وقتی که با جمله بیان کنیم مقصود همین در میآید ، خود رانگهداری کردن ، که اساس تربیت دینی همین است که انسان خود بر خود مسلط باشد . مگر میشود چنین چیزی که یک چیز خودش بر خودش مسلط باشد ؟ اگر یک چیز خودش یک امر بسیط باشد که معنی ندارد خودش بر خودش مسلط باشد . این نشان میدهد که انسان دو " خود " دارد ، یک خودش خود حقیقی است و خود دیگرش ناخود است ، و در واقع ( تقوا ) تسلط خود است بر ناخودی که ( انسان ) آن ناخود را خود میداند . شاید این حدیث را مکرر خوانده باشیم که پیغمبر اکرم عبور میفرمودند ، دیدند عدهای از جوانان مسلمین در مدینه مشغول زورآزمایی هستند از این راه که سنگ بزرگی را بلند میکردند مثل " وزنه برداری " که چه کسی بیشتر میتواند این سنگ را بلند کند . حضرت ایستادند . بعد فرمودند : آیا میخواهید من میان شما داور باشم که کدامیک از شما قویتر هستید ؟ همه گفتند : بله یا رسولالله ، چه از این بهتر ! شما داور باشید . فرمود : پس من قبلا به شما بگویم از همه شما قویتر آن فردی است که وقتی شهوت و طمعش به هیجان در میآید