آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧
عارف چیست ؟ " الزهد عند العارف ریاضة مالهممه و قوی نفسه . . . و
تکبر علی کل شیء غیر الحق " [١] بی اعتنا بودن به هر چیز غیر از خدا .
این تکبر معنایش این است که ( شخص ) هیچ موجودی را به جای خدا
نمینشاند یعنی او را معبود قرار نمیدهد و لو به همان عبادت کوچک ، و لو
مورد توجه قرار دادن ، یعنی هیچ موجود بغیر از خدا شایسته این که من او
را هذف ، قبله و مقصد قرار بدهم نیست . " « سبحان الله عما یشرکون
" منزه است ذات پروردگار از این شرکهای که میورزند . تکبر ورزیدن یک
بنده در مقابل خدا نوعی شرک ورزیدن ، خود را شریک خدا قرار دادن و جامه
خدا را به تن کردن است .
" « هو الله الخالق الباری المصور »" اوست الله . این هر سه آیه با
" « هو الله »" شروع شد، منتها در آن دو آیه (« هو الله الذی لا اله الا
هو . . . ») مسأله عبودیت هم مطرح بود آنجا که در واقع صفات ذاتی بیان
میشد ، این آیه باز با " « هو الله »" شروع میشود ولی بعد " « لا اله
الا هو »" ندارد چون اینجا وارد صفات فعل میشود . ( آنجا داشت ) : "
« الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار »"، اینجا (دارد)
: " « هو الله الخالق »" اوست خدای آفریننده اندازهگیر ، آفریننده به
تقدیر ، چون بعضی گفتهاند اصلا " خلق " یعنی تقدیر و اندازهگیری ، یا
آفریدن با تقدیر و اندازهگیری . " الباری " . باریء یعنی موجد ، ایجاد
کننده . پس او ذات اندازه گیرنده و ایجاد کننده ( است ) یعنی در امور
عالم که خدای متعال آفریده است اگر مثلا از فلان ماده این قدر و از فلان
ماده دیگر این قدر دیگر است، حساب شده است. در مرکبات، در یک گل، در
یک حیوان، در یک انسان ( این طور است ). اگر مثلا انسان پاهایش را این
قد است و دستهایش این قدر ، انگشتهایش
[١] شرح اشارات ، نمط نهم ، فصل سوم .