آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
شما میگوید انسان شرافت دارد ، میگوییم کدام انسان ؟ انسان زیست شناسی ؟ از نظر زیست شناسی که جانیترین انسانها با شریفترین انسانها فرق نمیکند . مثال از مسلمانها نمیآوریم . از نظر زیست شناسی موسی چمبه با لومومبا هیچ فرق نمیکند ، هیچ شرافتی آقای لومومبال بر آقای موسی چمبه ندارد ، یعنی نمیشود گفت ( چون ) مثلا گروه خون این از گروه خون او بهتر است یا شکل این از شکل او زیباتر است ( این بر او شرافت دارد ) . این که ملاکش نیست ، ملاک مسائل دیگری است که شما آنها را " معیارهای انسانیت " مینامید . پس انسانیت ما فوق انسان است ، یعنی هر انسانی انسان بالقوه است ، و انسان بالفعل آن است که آن ارزشهای انسانی در او رشد و کمال پیدا کرده است . پس هدف آن ارزشهای متعالی انسانی است . این است که انسان فدای ایمان میشود ، فدای اخلاق میشود و فدای ارزشهای انسان میشود . بنابراین در زمینه امر خدا و اراده خدا - که امر خدا و اراده خدا هم چیزی جز سعادت بشریت نیست - دیگر حقی در مقابل آن پیدا نمیشود که کسی بگوید من به دلیل اینکه فقط یک اسنان زیست شناسی هستم و یک سر و دو گوشدارم حقی دارم و این حق من به هیچ وسیلهای قابل سلب نیست . خیر ، چنین چیزی نیست ، حق مال تو نیست ، مال انسانیت است . تو تا در مسیر انسانیت باشی ذیحق هستی ، از این مسیر که خارج شدی حقی به هیچ چیز نداری حتی به جان خودت . این است که قرآن میگوید : " « ما افاء الله علی رسوله »" آنچه را که خدا برگرداند ، یعنی بی جهت پیش اینها بود . اصلا مالکیت بر ایشان قائل نیست ، با کمال صراحت . اینجا چون قانون را برای مسلمین بیان میکند بعد میفرماید : " « فما اوجفتم علیه من خیل و لا رکابغ" در اینجا اسب و شتری بر اینها نتاختید.