آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
ملک خداست ، از این جهت خارج شوم ، باز ملک خداست ، از این جهت هم
همین طور . ولی ممکن است انسان به مرحلهای برسد که از جهت خارج باشد ،
اصلا مافوق جهتباشد . اینجا دیگر برای او آسمان و زمین به شکلی مطرح نیست
. آیه در واقع میخواهد به این مطلب اشاه کند که خدا یک چنین قدرتی هم
دارد که بعض انسانها اصلا از جهت خارج میشوند یعنی ما فوق جهت قرار
میگیرند .
حال وارد قیامت میشود . در یک فص وضع کیفرها را ذکر میکند و در فصل
بعد - که مفصلتر است - وضع پاداشها را ذکر میکند . " « یرسل علیکم شواظ
من نار و نحاس فلا تنتصران »" بر شما - یعنی بر مجرمین و گناهکاران شما
- شعله از آتش فرستاده میشود و دودها ( نحاس به معنی مس است و لی
معنی دیگرش دود است ) " « فلا تنتصران »" در حالی هستید که در آنجا
نصری وجود ندارد . ( کلمه " نصر " مکرر در آیات هست ) یعنی نمیتوانید
به فریاد یکدیگر برسد ، آنجا تناصر وجود ندارد که فرد بتواند دیگری را
کمک کند او بتواند دیگری را کمک کند ، او بخواهد آتش دیگری را خاموش
کند او بخواهد آتش دیگری را خاموش کند ، چنین چیزی وجود ندارد .
" « فاذا انشقت السماء فکان وردش کالدهان فبای الاء ربکما تکذبان
فیومئذ لا یسئل عن ذنبه انس و لا جان »" ( این دو سه آیه ردیف یکدیگر
است . ) آنگاه که آسمان شکافته گردد . " ( « اذا السماء انشقت »" در
سوره انشقاق داریم ، " « اذا السماء انفطرت »" [١] هم داریم ، تا
به آن جاها برسیم و تفسیر این جملهها را بگوییم .) آنگاه که آسمان شکافته
شود " « فکانت وردش »" البته چون اینها مربوط به عالم قیامت است ما
نمیتوانیم واقعیت اینها را آنچنان
[١] انفطار / [١]