آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧
ندهند نه از باب این است که اسماء الهی محدود است بلکه از آن جهت است که احیانا انسانها تشخیص نمیدهند ، یک چیزی را نمیداند که این صفت کمال نیست ، خیال میکند صفت کمال است ، به خدا نسبت میدهد . میگویند این کار را از پیش خود نکنید چون احیانا اشتباه میکنید . مثلا ممکن است انسان از باب قیاس به نفس ، چون یک چیزی را برای خودش کمال میبیند - نمیداند که این ، کمال نسبی است نه کمال مطلق ، کمال یک انسان میتواند باشد ولی برای غیر انسان نمیتواند کمال باشد - میآید آن را به خدای متعال نسب میدهد . اگر گفتهاند " توقیفی است " از این جهت است نه اینکه بعضی از اسماء حسنی بر خدا اطلاق میشود و بعضی اطلاق نمیشود ، همه اسماء حسنی بر او اطلاق میشود ولی در تشخیص ، لااقل افرادی که از نظر فکری و معرفت مجرب نیستند اشتباه میکنند . از احادیث مربوط به این مسأله بر میآید که چون در آن زمان ( قرن دوم هجری ) افرادی پیدا شده بودند که حرفهای عجیب و غریبی درباره خداوند میزدند ائمه ( نسبت دادن هر اسمی به خداوند را ) منع کردند ، گفتند چیزی را که نشنیدهاید از پیش خود نگوید چون احیانا اشتباه میکنید . امام باقر علیه السلام فرمود: " « کل ما میزتموه باواهامکم فی ادق معانیه فهو مصنوع لکم مردود الیکم... و لعل النمل الصغار یزعم ان لله زبانیتین » " یعنی شما یک چیزی در وهم خودتان تصور میکنید و بعد برایش شاخ و برگ میسازید ، خیال میکنید اینها توحید و معارف است ، نمیدانید که اینها لایق شماست نه لایق خدا . بعد حضرت میفرماید : از کجا میدانید ، شاید این مورچههای کوچک هم که از این دوشاخکشان خیلی استفاده میکنند ( امروز میگویند که این شاخکها حکم آنتن را برای اینها دارد و اصلا مبادلات، فهم و ارتباطشان با دنیای خارج به