آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
به خدا اشاره کند خدا را محدود کرده است (در خطبه اول نهج البلاغه هست):
" ... « و من جهله فقد اشار الیه و من اشار الیه فقد حده » ... " .
این است که اگر از حالت اول شخص و دوم شخص خارج شد ، در غیر خدا به
صورت " این " و " آن " یعنی با اسم اشاره هم میشود او را بیان کرد
ولی در خدا با اسم اشاره نمیشود ، منحصرا باید با سوم شخص ضمیر گفته شود
و آن " او " است .
نکته دیگر این است که کلمه " هو " درباره خدا از ضمیر هم یک درجه
بالاتر است . اصلا " هو " یک اصطلاح خاص قرآنی و اصطلاح خاصی است که ما
در دعاها این را استنباط میکنیم که " هو " خودش یکی از اسماء الله
است ، یعنی " او " ، یعنی آن که " او " ی حقیقی فقط اوست ، چون "
او " اشاره به غیب و غایب است ، یعنی او که غیر او " این " و " آن
" دارد ، و آن که اساسا " او " ی مطلق است یعنی غیب مطلق است
خداوند است . لذا در دعاها اگر توجه کرده باشید ما این جور تعبیرات
داریم : " یا هو " . اصلا " هو " به معنی ضمیری معنی ندارد که منادی
واقع شود ولی " هو " در مورد خدا منادی واقع میشود ، میگوییم : " یا
هو " ، " یا من لا هو الا هو " . ( در دعاها تعبیرات خیلی عجیبی است !
) ای کسی که " هو " ی حقیقی نیست مگر او . " هوی " یی که منحصرا به
او باید گفت " هو " فقط تو هستی .
حدیثی است که از وجود مقدس سید الشهداء سلام الله علیه روایت شده
است [١] ، حدیث خیلی مفصلی است در تفسیر " « قل هو الله احد »" و
حدیث بسیار پر معنایی است و در واقع گنجی است از معرفت . از جمله
[١] آن حدیث در صافی است ، میخواستم کتاب را بیاورم که آن را از رو بخوانم ، فرصت نشد خیلی عالی است. ان شاء الله در محلش ( قل هو الله
احد ») به آن بپردازیم .