آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧
نمانده است و به غلط هم " تولی و تبری " به کار میبریم . تولی و تبری
یعنی پیوند دوستی با دوستان خدا برقرار کردن و پیوند بیزاری با دشمنان
خدا بر قرار کردن . " « اذ قالوا لقومهم انا برءؤا منکم »" به قومشان
گفتند ما از شما تبری میجوییم ، هم از شما و هم از معبودهای شما ( آن
معبودها سمبل مسلک و عقیده و ایمان شماست ) ، یعنی از شما و از فکر و
عقیده و راه شما تبری میجوییم . " « کفرنا بکم »" ( این تعبیر جالب
است و در قرآن مکرر آمده است ) تنها شما کافر نیستید ، ما هم کافریم ،
شما کافرید به آنچه ما ایمان داریم ، ما هم کافریم به شما و به عقیده ،
مسلک شما ( گفتیم در مفهوم " کفر " ستیزه کردن و مبارزه و مخالفت
کردن عملی خوابیده است ) یعنی به شدت با شما و باعقیده شما مبارزه ،
خواهیم کرد .
این که میگویند کلمه " « لا اله الا الله »" جمعی است میان نفی و
اثبات ، سخن درستی است . " « لا اله »" نفی و انکار است ، کفر به
غیر خداست ، " « الا الله »" ثبات ایمان به خداست ، که در " آیة
الکرسی " این طور میخوانیم : " « لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من
الغی فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروش الوثقی »"
[١] . تنها نفرمود : " من یؤمن بالله " ، قبل از ایمان به الله ، کفر
به طاغوت را ذکر کرد: " « فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک
بالعروش الوثقی »" .
این است که هر مؤمنی شرط مؤمن بودنش کافر بودن هم هست و این نکته
اساسی است در آنچه که در این آیه در مورد ولاء کفار نداشتن آمده است ،
که عرض کردیم میخواهیم اینها را تا آخر بخوانیم بعد بیشتر درباره فلسفه
این ( مطلب ) بحث کنیم . این در واقع همان مطلب را
[١] بقره / . ٢٥٦