آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
اینکه مثلا صنعتگران روی آن خوب کار کردهاند . ولو اینکه همه این خصوصیات را از بیرون خودش کسب کرده است در عین حال این خوبیها را دارد ، یعنی شرط خوبی یک برلیان این نیست که خود برای خود کسب کرده باشد . ولی انسان در میان موجودات ، رسیده به مرحله آزادی و اختیار و خلیفة اللهی و انتخاب و به مرحلهای که خود باید برای خود نیکی را انتخاب کند و آن نیکی که خود برای خود انتخاب نکرده و از خارج به او تحمیل شده است اصلا آن برایش نیکی نیست . مثلا صداقت ، امانت ، راستی ، آزادیخواهی ، آزادمنشی . تقوا همه ایها آن وقت برای انسان فضیلت است که این انسانی که در سر دو راهی انتخاب قرار میگیرد طرف خوب را برای خود انتخاب کند . همین قدر که از خارج به او تحمیل شد یعنی طبیعی و ذاتی شد ، آن کمال دیگر کمال انسانی و آن فضیلت دیگر فضیلت انسانی نیست . شرط فضیلت انسانی این است که خود انسان قیام به آن فضیلت بکند . بعد ما میآییم سراغ بهشت و مقابل آن ، جهنم ، طبیعت بهشت یعنی تجسم اعمال اختیاری انسان ، اگر عملی اختیاری نباشد اصلا بهشتی وجود ندارد . بهشت یعنی مخلوق خود انسان ، یعنی تجسم اعمال اختیاری خود انسان . اگر انسانی نباشد و اگر اختیاری و عمل اختیاری وجود نداشته باشد اصلا بهشتی نمیتواند وجود داشته باشد . پس این ، حرف مهمل است که خدا انسانرا خلق کند بعد هم ببرد به بهشت . خیال کردهاند بهشت مثل باغی است در شمیرانات ، انسان هم مثل یک فلز یا گیاه است ، این را ببرند آنجا بگذارند ، قضیه حل میشود . این جهت راعرض کردیم که آیه کریمه با این تعبیر بیان میکند : "