آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣
صد در صد معلوم نیست این طور باشد . اسماء الهی در واقع یعنی شؤون الهی . خدای متعال واقعا شؤون کمالیه و جمالیه و جلالیهای دارد ، و ما به اعتبار آن شؤون و صفات کمالیه ، بال الفاظی از آن کمالها و جمالها و جلالها تعبیر میکنیم ، و قهرا این امر میزان معینی دارد یا ندارد ، که عرض میکنم . به این معنا ممکن است شیء دیگری هم اسمائی داشته باشد یعنی صفات مثلا کمالیهای داشته باشد . یک انسان هم ممکن است غیر نامها یک سلسله اسماء داشته باشد ، ولی یگانه ذاتی که تمام اسمائی که دلالت بر کمال کنند ( اسماء حسنی ) ، الفاظی که ( هر یک ) دلالت بر یک معنا کند که اصل آن اسم آن معنی است ، تمام معانی کمالیه و صفات کمالیه در مورد او صادق باشد و هر اسمی هم در نهایت معنی خودش و به نحو احسن بر او صادق باشد ، ذات پروردگار است . مثلا " عالم " یک صفت است ، ( یعنی ) معنی " عالم " یک صفت کمالیه است . " عالم " به غیر خدا هم احیانا اطلاق میشود ولی عالم به نحو احسن و اکمل ( یعنی آن عالمی که در او جهل راه ندارد که نقیضش را به کلی نفی میکند ) فقط درباره خدای متعال صادق است ، یعنی درباره یک انسان اگر " عالم " صادق باشد ، در همان حال نقیضش هم صادق است ، چون عالم است به چیزی و عالم نیست به چیز دیگر ( جاهل است به چیزی ) . اگر بر یک موجود دیگر - انسان یا غیر انسان - " قادر " صادق باشد ، در همان حال نقیض قادر هم صادق است ، و نقیضش بیشتر صادق است ، یعنی قادر است نسبت به یک شیء معین ، و قادر نیست نسبت به بی نهایت چیزها ، نسب به امور محدودی قادر است ، و نسب به بی نهایت ( امور ) غیر قادر و عاجز است ، عالم است نسبت به امر محدودی و غیر عالم و جاهل است نسبت به نامحدود . داستان ابن الجوزی را مکرر عرض کردهایم که بالای منبر بود ، زنی از