آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
پس " « و النجم و الشجر یسجدان و السماء رفعها و وضع المیزان »" .
در ذیل همین آیه ، حدیثی در تفسیر صافی و تفسیرهای دیگر نقل کردهاند که
نشان میدهد " میزان " محدود به میزان جسمانی نیست بلکه توسعهاش از
دایرش زندگی بشر و اجتماع بشر هم بیشتر است و همه عالم را فرا میگیرد .
اساسا خلقت بر اساس میزان و با یک سنجش معین است . آن حدیث این
است که پیغمبر اکرم فرمود : " « بالعدل قامت السموات و الارض » "
آسمانها و زمین که بپاست به عدل بپاست و با میزان عدل بپاست ، یعنی
اگر ظلم و احجاف و عدم رعایت استحقاقها میبود این نظام که شما میبینید
بر پا نبود .
" « و السماء رفعها و وضع المیزان » " . همه اینها برای چیست ؟
تعبیر خاصی دارد : " « الا تطغوا فی المیزان »" اینکه شما بشرها در
میزانها طغیان نکنید ، خلاف عمل نکنید . تعبیر ، خیلی خاص است که انسان
اول تعجب میکند ، چون " « الا تطغوا فی المیزان »" تفسیر است ( و )
این چه تفسیری است که : « علم القران خلق الانسان علمه البیان الشمس و
القمر بحسبان و النجم و الشجر یسجدان و السماء رفعها و وضع المیزان " الا
تطغوا فی المیزان »" اینکه شما در سنجش خطا کاری نکنید ، حال اعم از
اینکه ( این جمله ) تفسیر همان " وضع المیزان " باشد یا آن طور که من
فکر میکنم تفسیر جملههای قبل هم باشد . این چه نوع تفسیر کردن است ؟ !
تفسیرش عجیب است . کأنه این است که معنی همه اینها چیست ؟ همه اینها
یعنی این . " « الشمس و القمر بحسبان و النجم و الشجر یسجدان » "
خورشید و ماه با حساب منظم هستند ، گیاه و درخت خدا را دارد سجده میکند
، یعنی امر خدای خودش را اطاعت میکند ، این آسمان بلندی که قرار داده
شده ، این مقیاسها که
[١] تفسیر صافی ، ج / ٢ ص . ٦٣٨