آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
را به یک شکل معماوشی گفته که انسان باید با زور فکر معما را حل کند . قطعا اگر مسائل مربوط به معارف الهی ، مربوط به مبدأ و معاد مسائلی میبود که در حد ذات خودش از نظر بیان کردن ساده بود هیچ وقت نمیآمدند آن را معماوش بیان کنند بعد به ما بگویند بروید آن را حل کنید مثل اینکه معمای " ضد شرقی " را میخواهید حل کنید . در عین اینکه کتاب ، کتاب مبین است چنین چیزی محال است . مطلب ایناست که باحدی که بشر دارد و یسطحی که آن معانی دارد مطلب بیش از این قابل بیان نیست . اگر انسان بتواند خودش را به آن معنا نزدیک کند . در لفظ ابهام و اجمالی نیست ، ولی خود مطلب در یک سطح عالی است . این مثل این است که - البته تشبیهش از یک نظر درست نیست - نظریه نسبیت انیشتین را در دنیا ممکن است صد نفر باشند که بتوانند درک کنند و بفهمند ، ( آیا ) یعنی او مطلب سادهای را به صورت معما بیان کرده یا نه ، او کوشش هم کرده که تاحدی که میتواند آسان بیان کند ولی مسألهای که از نظر علمی در عالیترین سطحهاست افراد سرمایهشان اقتضا نمیکند که آن را درک کنند و بفهمند ، و همین طور بسیاری از مسائل علمی دیگر که در دنیا هست ، و تازه تشبیه حقایق آسمانی مربوط به مبدأ و معاد به مسائل علمی ، تشبیهی است که اگر از یک نظر درست باشد از چند نظر دیگر درست نیست . این است که امر به تدبر شده است ولی ( برای ) افرادی که چنین شایستگی و چنین آمادگی داشته باشند . ضرورتی هم ندارد که هر کسی اگر چیزی به ذهنش رسید یا به ذهن دیگری رسیده و بیان کرده است حتما مطلب را به صورت جزم بیان کند ولی لاقل به صورت احتمال بخواهند بیان کنند مانعی ندارد . بعضی معتقدند - و میشود از اخبار و رایات و آیات دیگر قران تایید هم آورد یعنی به کمک همانها هم گفتهاند - که اساسا انسان بر