آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦
ذاتی و اصیل دارد . برتراندراسل از آن کسانی است که علیه این فکر تبلیغ
میکند ( و عجیب است ! انحراف از تعلیمات انبیاء است . شما میبینید
که در همین دنیایی که اسمش را " دنیای علم " گذاشتهاند کار به کجاها
میکشد ! ) . میگوید اصلا فلسفه عفت چیست ؟ بعد فلسفهای برای عفت ذکر
میکند ، میگوید فلسفه عفت منحصرا این است که مرد مثل خود زن علاقهمند
است که بچهاش مشخص باشد . زن بچهاش به هر حال مشخص است چون او
میفهمد این بچهای است که از او متولد شده ، لهذا برای زن اهمیت ندارد
که با یک مرد آمیزش داشته باشد یا با صد مرد . ولی برای مرد اهمت دارد
چون اگر زنش با مردهای متعددی آمیزش داشته باشد نمیداند بچهای که از او
متولد میشود بجه خودش است یا بچه خودش نیست . میگوید در سابق چون
راهی برای این کار نبود فحشاء ممنوع بود یعنی یک زن با غیر شوهر خودش
حق تماس نداشت . حالا چون دنیا پیش رفته و مخصوصا وسائل ضد آبستنی پیدا
شده چه مانعی دارد که یک زن ، زن قانونی یک مرد باشد و عشقش با مرد
دیگر باشد ولی متعهد شود که از او آبستن نشود ، هر وقت خواست آبستن شود
با شوهر قانونیاش تماس داشته باشد ؟
من در بعضی از نوشتههای خودم این حرفش را نقل و از جنبههای مختلف رد
کردهام . مسأله عفت و ارزش عفت مسأله دیگری است ، هم برای مرد و هم
برای زن . در ارتباط مرد و زن تنها اقناع غریزه جنسی مطرح نیست ، آن
مسأله وحدت ، یگانگی و اتحاد روحی بالاتر است و این " بالاتر " مطرح
است. قرآن تعبیری دارد میفرماید: " « و من ایاته ان خلق لکم من انفسکم
ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودش و رحمة »" [١] .
[١] روم / . ٢١