آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤
اصطلاح قدما نقطه اعتدال ربیعی را در نظر بگیریم ، یعنی آن روز اول فروردین که شب و روز برابر ، خورشید در مدارات فرضی آسمان ( در مداری قرار دارد که نیمی از زمین در بالای آن واقع میشود ونیم دیگر در پایین ) ، یعنی اگر ما فرض کنیم زمین یا خورشید حرکت میکند ، خورشید روی نقطهای در آن دایره فرضی ( قرار گرفته است ) که اگر آن نقطه را در نظر بگیریم نیمی از زمین در این طرفش قرار میگیرد و نیم دیگر در آن طرف ، یعنی معادل با خط استوا . ولی هر چه که رو به تابستان میرویم خورشید میل به اصطلاح شمالی پیدا میکند و به طرف شمال زمین نزدیکتر میشود . تا میرسیم به وسط تابستان ، باز برمیگردد . اول پاییز که میآید باز میرسد به نقطه اول . باز از پاییز به زمستان به آن طرف ( میل میکند ) یعنی میل جنوبی پیدا میکند . پس اگر ما محاذات زمین را حساب کنیم خورشید هر روزی از نقطهای طلوع میکند و هر روزی هم در نقطهای غروب میکند ، منتها در هر سالی ( خورشید ) دو روز هم در نقطه غروب میکند ، یک وقت در رفتن خورشید ، یک وقت هم در برگشتن خورشید . پس این است که نسبت به زمین هم ما مشرقها و مغربها داریم . حال " مشرقین و مغربین " به چه مناسب ؟ مشرقین و مغربین به اعتبار نهایت میل شمالی و نهایت میل جنوبی ، یعنی آخرین حد مشرق و آخرین حد مغرب ، چون گفتیم در یک جهت ( مثلا مشرق ) ، خورشید وقتی که تمایل به این طرف پیدا میکند به آخرین حد میرسد ، تمایل به آن طرف هم که پیدا میکند به آخرین حد میرسد . مغربش هم همین طور است . حال چرا در اینجا این دو حد که آخرین حد است ذکر شده ؟ این خودش نکتهای دارد : چون اینجا قرآن در مقام تعدید و شمارش نعمتهاست ، میخواهد بگوید اینکه خورشید میان این دو حد