آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢
همیشه این طور باید باشد که نظامی است در عالم و رابطهای است در خلقت اشیاء ، یعنی اگر زمین شرایط زندگی برایش مساعد است و یک سلسله اموری که برایش مفید است - که ما اسم آنها را " نعمتها " میگذاریم - وجود دارد ، اینها یک امر اتفاقی و تصادفی نیست آن طور که مادیین فرضیه میسازند که پیدایش زمین صرفا معلول یک تصادف است و هدف و غرض و حکمتی در کار نیست ، بعدهم که شرایط زمین برای زندگی مساعد شده ، این هم معلول تصادف است ، بعد هم که اولین جاندار در روی زمین پیدا شده است این هم باز در اثر یک تصادف است ، بعد این جاندارها هم که تکامل پیدا کردهاند تا به انسان رسیده ، این انسان که الان خودش را شریفترین مخلوقات عالم میداند باز هم یک امر تصادفی است . درست دقت کنید که آن نتیجة نهایی از نظر انسان چه خواهد شد : انسان در روی زمین آمده بدون آنکه حسابی در کار باشد و آن حساب انسان را به اینجا رسانده باشد ، بلکه همان تصادفات کورکورانهای که رخ داده است و یک مقدار - در جاندارها - تنازعها برای بقا ، کشمکشها و ستیزها و حکومت زور در میان حیوانات که هر که قویتر و زرمندتر بوده باقی مانده ، انسان را به اینجا رسانده است . بنابراین ، این انسانی که امروز ما میبینیم ، وجودش معلول یک سلسله تصادفات است و یک سلسله زورمندیهایی که نسلهای گذشتهاش نسبت به حیوانات دیگر داشتهاند که توانستهاند آنها را از صحنه زندگی بیرون ببرند و بعد خودشان در اینجا باشند . نتیجه چیست ؟ حالا بر چه اساسی باید زندگی کند ؟ حالا هم قهرا نتیجهاش همین است ، یعنی اصلا قانون اساسی خلقت همین خواهد بود و بنابراین مبنای زندگی بشر در آینده هم همین باید باشد و غیر از این نمیتواند باشد . اینجاست که مسائلی از قبیل انسانیت و شرافت و اخلاق و معنویت ، زیاربش یکجا زده میشود ،