آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥
« یبایعنک علی ان لا یشرکن بالله شیئا و لا یسرقن و لا یزنین و لا یقتلن اولادهن و لا یأتین ببهتان یفترینه بین ایدیهن و ارجلهن و لا یعصینک من معروف فبایعهن »" اگر زنان مؤمنه - که مدعی ایمان هستند - آمدند با تو بیعت کنند ، این شروط را با اینها مخصوصا قید کن ، اگر با این قیدها آمدند بیعت کنند با آنها بیعت کن . اول ، بیعت به اینکه شریک برای خدا قرار ندهند . این اصل اول . در بیعت هر مردی هم این اصل را گنجاندهاند ( گفتهاند مواد اینجا بعضی اختصاص به زنان دارد ، اکثرش مشترک است میان زنان و مردان ، ولی در مورد زنان بالخصوص تصریح و روی آن تأکید میشود . ) بعد از این دیگر گرد بت پرستی و شرک به هیچ وجه نگردند . این اولین شرط . " « و لا یسرقن »" دزدی نکنند . منظور آن دزدیهایی است که بعضی زنها گاهی دزدی میکنند ولی خودشان آن را دزدی نمیشمارند ، یعنی دزدی از مال شوهر . از جمله زنانی که آمده بود ، هند زن ابوسفیان و مادر معاویه بود . وقتی که حضرت رسولاین جمله را خواندند : " « و لا یسرقن »"
[١] هند زن عجیبی است ، خیلی زن زبانداری است و زن خبیثهای هم هست و این همان کسی است که در احد با یک عده زنهایی شرکت کرده بود و اینها مردان کافر را تشجیع میکردند در جنگیدن . یک اشعار تصنیف مانند هم بود که آن تصنیها را میخوانند و کف میزدند و دف میزند :
| نحن بنات طارق |
| نمشی علی النمارق |
| ان تقبلوا نعانق |
| أو تدبروا نفارق |
( ما دختران طارقیم ، روی فرشها گرانبها ) راه میرویم ، اگر شما بجنگید بعد میتوانید با ما هماغوش باشید ولی اگر فرار کنید از شما جدا میشویم ، و این زنها را تشویق میکرد ، و کینه پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین و حمزه را هم به شدت در دلش داشت ، چون پدر و ( برادر و عمویش در جنگ بدر کشته شده بودند ) . ( برادش ) به دست امیرالمؤمنین ، پدرش به دست عبیدش بن الحارث و عمویش به دست ( حمزه ) .