آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥
می فرماید : " « و لله الاسماء الحسنی »" [١] اسماء حسنی منحصرا از آن
اوست ، به این معنا که آن که جمیع اسماء حسنی و هر اسمی هم به نحو احسن
و اکمل ( و ) به طور غیر متناهی بر او صادق است ذات پروردگار است .
این است که در ( جای دیگر ) میفرماید : " و لله الاسماء الحسنی و
الامثال العلیا " . ما در این بیانی که الان عرض کردیم گفتیم غیر خدا هم
اسم حسن دارد ولی بعضی اسمهای حسن را ، و آن اسمی را هم که دارد نه به حد
اعلا و اکمل ، ولی خداوند همه اسماء حسنی را و هر اسم حسنی را هم به نحو
احسن دارد . اگر با یک نظر توحیدی عمیقتر نگاه کنیم میبینیم در ( آنجا )
که میفرماید : " و لله الاسماء الحسنی و الامثال العلیا " اصلا همه چیز را
منحصر به خدا میکند . معنایش این میشود که غیر خدا هم هر اسم حسنی دارد
باز از اوست یعنی پرتوی و جلوهای است از او . خیال نکن که خدا مقداری
از علم را به این انسان عالم داده و العیاذ بالله خودش ندارد ، بلکه علم
او هم مظهری است از علم حق ، خود او و علمش هم به یک اعتبار اسمی از
اسماء حسنای الهی است . هر موجودی هر صفت کمال که دارد . آن صفت به
اعتبار اینکه مظهری از مظاهر اسماء الهی است مال خداست بلکه بیش از
آنکه مال خود آن شیء باشد مال خداست . آنچه که به خدا نسبت داده نمیشود
فقط نسبتهای نقص است ، عدم است ، نیستیهاست که پروردگار قدوس است ،
منزه است از اینکه نیستیها و بی کمالیها و محدودیتها به او نسبت داده
شود .
اگر از این دید نگاه کنیم هر چه در عالم هستی ببینیم اسم خدا میبینیم
یعنی شأن و جلوه حق را میبینیم . این است که ما در دعای
[١] اعراف / . ١٨٠