آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١
شود اما معنای نامگذاری این نیست که حتما حقیقت این ( نام ) بر آن ( شیء ) صدق کند . از آن شاهکارهای سیاسی مرحوم سید حسن مدرس نقل میکنند : در همان دوره تقریبا چهل و پنج سال پیش یک موجی پیداشده بود - که هر چند وقت یک بار هم پیدا میشود و آن وقت این موج شدیدتر از امروز بود - که ما باید لغات بیگانه را ( به قول اینها ) از زبان فارسی بیرون بریزیم و اصلا نباید هیچ لغت عربی در زبان ما وجود داشته باشد . این موج در مجلس هم راه پیدا کرده بود و میخواستند آن را به صورت یک قانون در بیاورند . مرحوم مدرس با این فکر مبارزه میکرد . ( گاهی یک شوخی ، یک متلک ، یک هو کردن اثرش از چند برهان بیشتر است . ) گفته بود بسیار خوب ، حالا ببینیم چی میشد ! ( به قول خودش ، اصفهانی بود ) ، چه از آب درمیآید ! رو کرده بود به رئیس مجلس و گفته بود آقای رئیس مجلس ! اسم من حسنس ، اسم جنابعالی هم حسینس حالا این اسمها را میخواهند تبدیل کنند به فارسی ، پی من میشوم " نیک " ، حسین هم که تصغیر حسن است میشود نیکچه ، پس بعد از این من نیکم شما نیکچه ، مثل دیگ و دیگچه ، یک چند تا از اینها را با همدیگر جور کرد ، مجلس خندید ، لایحه به همین ( امر ) از بین رفت . حال ، اسم گذاری اسم گذاری است ، ولی در مورد پروردگار اسم به آن معناست که عرض کردم ، یعنی یک صفت که قائم به ذات پروردگار است ، و الا کسی آنجا اسم گذاری نکرده ، و لهذا اسمهای پروردگار هه اسمهای عام و کلی است که احیانا در مودر غیر پروردگار هم این اسمها یا بعضی از اسمها استعمال میشود ولی در یک دایره خیلی محدود . مثلا ما به پروردگار میگوییم " عالم " ، به غیر پروردگار هم میگوییم عالم . گو اینکه علم او به معنای علم غیر متناهی است و علم غیر پروردگار