آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩
است ، اگر شکم ما را بشکافند هر کسی میتواند ببیند . اینها غیب نیست .
اینها را ما نمیبینیم ولی دیدنیهایی است که نمیبینیم . اما آنچه که به
روح ما تعلق دارد اصلا دیدنی نیست . یک کسی بگوید ما میخواهیم مغز این
شخص را بشکافیم روحش را پیدا کنیم ، یا کسی بگوید میخواهیم مغز او را
زیر اشعه ایکس بگذاریم روحش را پیدا کنیم ، افکار و اندیشههایش را
پیدا کنیم ، بگوید شما گلستان سعدی یا سوره جمعه را حفظ هستید ، من
میخواهم مغز شما را زیر اشعه ایکس بگذارم ببینم این گلستان سعدی یا سوره
جمعه در کجای آن وجود دارد ؟ چنین چیزی امکان ندارد . پس فرق است میان
دیدنی و ندیدنی . " غیب " در اینجا به معنی " ندیدنی " است ، نه آن
که ما نمیبینیم . فرق است میان آن که نمیبینیم ولی دیدنی هست ( مشهد را
الان ما نمی بینیم ولی امری است دیدنی ) و آن که اصلا دیدنی نیست .
" « و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو »" [١] کلیدهای ندیدنیها در نزد اوست . گفتیم خود پروردگار غیب الغیوب است ، از هر ندیدنیای ندیدنیتر است ، چون موجود هر چه از نظر وجود کاملتر باشد از دسترس حواس انسان خارجتر است . آنگاه فرق مؤمن و غیر مؤمن در این است که مومن آن کسی است که تنها به دیدنیها ایمان ندارد ، به ندیدنیها هم ایمان دارد ، یعنی به حقایق موجود ندیدنی هم اعتقاد و ایمان دارد ( « الم ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوش و مما رزقناهم ینفقون » ) [٢] و اساسا پیغمبران آمدهاند برای همین که در ما ایمان به حقایق ندیدنی
[١] انعام / . ٥٩ [٢] بقره / ١ - [٣]