آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣
انس هستند . پس که به کدامیک از نعمتهای الهی تکذیب میآورید ، یعنی کدامیک از نعمتهای الهی را میتوانید انکار کنید ؟ پس اصلا روح و سیاق این سوره تذکر و یادآوری نعمتهاست برای اینکه انسان متنبه و متوجه باشد که نعمتهای الهی را چه ذهنا و فکرا و چه عملا مورد انکار قرار ندهد و همیشه به آن نعمتها توجه داشته باشد . توجه به نعمت ، روح شکر و سپاسگزاری را در انسان به وجود میآورد و انسان را بیشتر متذکر خدا میکند و بیشتر در صراط عبودیت قرار میدهد و از مخالفت و عصیان باز میدارد . حال میخواهیم ببینیم که این نعمتها را که خدا در قرآن میخواهد بشمارد چگونه شمارش میکند ؟ در این شمارش کردنها مسلما حسابی در کار است ، ( چون ) خلفت است ، خصوصا که بعد هم همواره صحبت از حسبان و میزان و نظام موجود در کار عالم است و قهرا نمیتواند خود قرآن که جزئی از کار پروردگار است از حسبان و نظام خارج باشد ، این هم خودش حسابی و نظامی دارد . ببینیم خدای رحمن که با اسم " الرحمن " خودش با ما مواجه است از چه نعمتی شروع کرده ، نعمت اول ، نعمت دوم ، نعمت سوم ، و چه را بیان میکند . بلافاصله میفرماید : " « الرحمن علم القران »" خدای رحمن قرآن را آموخت . ضمیر مفعول یا اسم مفعولش هم بیان نشده ( که آیا ) قرآن را به پیغمبر آموخت ؟ قرآن را به وسیله پیغمبر به مردم آموخت ؟ یا قرآن را به پیغمبر و مردم همه آموخت ، و به پیغمبر از طریق وحی و به مردم از طریق پیغمبر ؟ معلوم است که وقتی متعلق ذکر نمیشود برای این است که نمیخواهد اختصاص بدهد والا میتوانست بفرماید : " الرحمن علمک القران " رحمن ، تو را ای پیغمبر قرآن آموخت ، چنانکه بعضی جاها داریم: " « و علمک ما لم غ