آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢
گناهکاران دروغ میپنداشتند یعنی نسب دروغ میدادند که ای آقا دروغ است .
دروغ دانستن غیر از نسبت دروغ دادن است . ( نسبت دروغ دادن یعنی )
دروغ دانستنی که منشأش این است که انسان نمیخواهد فلان چیز راست باشد .
این مطلب را مکرر گفتهایم که گاهی انسان چیزی را تصدیق میکند چون دلش
میخواهد راست باشد . چون دلش میخواهد راست باشد میگوید راست است .
یک چیزی را میگوید دروغ است چون دلش میخواهد دروغ باشد . مثل اینکه
گاهی میگوییم ان شاء الله دروغ است ، یعنی دل من میخواهد دروغ باشد ، یا
میگوییم ان شاء الله راست است ، یعنی دل منمیخواهد راست باشد ، در
حالی که دلبخواهی نیست . راست را آدم باید تصدیق کند خواه دل من بخواهد
خواه نخواهد . دروغ را انسان باید دروغ بداندخواه دل من بخواهد خواه
نخواهد . " تکذیبها " یعنی دروغ نسبت دادنهایی که منشأش این استکه
انسان نمیخواهد مطلب راست باشد ، چرا ؟ چون میخواهد گناه کند و دلش می
خواهد کیفری نباشد، چون دلش میخواهد کیفر نباشد میگوید این حرفها چیست؟
! یعنی با برنامه ما جور در نمیآید . این مطلب را خود قرآن بیان میکند .
در سوره قیامت - که بعد ان شاء الله خواهیم رسد - میفرماید: " « لا اقسم
بیوم القیامة و لا اقسم بالنفس اللوامة ایحسب الانسان ان لن نجمع عظامه
بلی قادرین علی انسوی بنانه بل یرید الانسان لیفجر امامه یسئل ایان یوم
القیامة »" [١] انسان دلش میخواهد که در پیشاپیش خودش به فسق و فجور
بپردازد، چون دلش این جور میخواهد قیامت یعنی چه ؟ ! یعنی این انکار بر
اساس این میل است .
[١] قیامة / ١ - [٦]